توماس ادیسون؛ مخترعی که هیچ‌گاه ناامید نشد!

توماس ادیسون؛ مخترعی که هیچ‌گاه ناامید نشد!
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
(5)

یکی از افرادی که نامش با اختراع و نوآوری پیوند خورده و تقریباً همه وی را می‌شناسند، توماس ادیسون است. مخترعی مشهور و موفق که امروزه روشنایی منازل و محیط کار خود را به وی مدیون هستیم. ویژگی منحصربه‌فرد ادیسون که وی را از دیگر مخترعین و نوآوران متمایز می‌سازد، توجه خاص وی به تجاری‌سازی و عرضه محصول نهایی به بازار است. در این نوشتار، به تاریخچه پرفراز و نشیب زندگی این مخترع بزرگ تاریخ می‌پردازیم.

مقدمه

تاریخ زندگی بشر، مملو از اختراعات و نوآوری‌های مختلفی است که چهره جهان را کاملاً دگرگون ساخته‌اند. از کشف آتش در دوران باستان تا اختراع چرخ، هواپیما، برق و انرژی‌های پاک، همگی توانسته‌اند آسایش را برای زندگی انسان به ارمغان بیاورند. این اختراعات و نوآوری‌ها، از سوی مخترعین و فناوران خلاق و خوش‌فکری پدید آمده‌اند که در آسمان اختراعات و نوآوری‌ها، همچون ستاره می‌درخشند؛ تک‌ستاره‌های مشهوری نظیر نیکولا تسلا، ارشمیدس، نیوتن، الکساندر گراهام بل، برادران رایت و نمونه‌های اخیر مانند استیو جابز، مارک زاکربرگ و الون ماسک که نام آن‌ها احتمالاً به گوشتان خورده است.

یکی از افرادی که نامش با اختراع و نوآوری پیوند خورده و تقریباً همه وی را می‌شناسند، توماس ادیسون است. مخترعی مشهور و موفق که امروزه روشنایی منازل و محیط کار خود را به وی مدیون هستیم. ویژگی منحصربه‌فرد ادیسون که وی را از دیگر مخترعین و نوآوران متمایز می‌سازد، توجه خاص وی به تجاری‌سازی و عرضه محصول نهایی به بازار است. این امر، به قدری در زندگی حرفه‌ای وی پررنگ است که حتی برخی اختراعات و نوآوری‌هایی که پدیدآورنده اولیه آن‌ها فرد دیگری بوده است، به لطف تلاش‌های خستگی‌ناپذیر ادیسون و نقش وی در تجاری‌سازی آن‌ها، بیشتر به نام وی شناخته می‌شوند. علاوه بر این، ادیسون به شدت نسبت به حفاظت از اختراعات خود مقید بود و پتنت را یک ابزار کلیدی در تجاری‌سازی موفق اختراعات و نوآوری‌ها می‌دانست.

ادیسون از چنان شهرتی در دنیای اختراع و نوآوری برخوردار است که حتی برای نشان دادن موفقیت دیگر مخترعین، آن‌ها را به ادیسون تشبیه می‌کنند. مارگارت نایت، مخترع زن پرکار که از وی تحت عنوان «A Woman Edison» نام می‌برند، یکی از بهترین مثال‌ها برای این موضوع است. در این نوشتار، مروری بر زندگی ادیسون و مهم‌ترین اختراعات وی خواهیم داشت.

 

 

توماس ادیسون در یک نگاه

توماس آلوا ادیسون (Thomas Alva Edison)، مخترع مشهور آمریکایی، در یازدهم فوریه سال ۱۸۴۷ میلادی پای به این جهان گذاشت و در طول عمر ۸۳ ساله خود، دنیا را با اختراعاتی نظیر لامپ الکتریکی و دستگاه ضبط صدا (Phonograph)، کاملاً متحول ساخت. نقش ادیسون در نوآوری و توسعه فناوری‌های جدید، آن‌چنان محسوس است که از او به‌عنوان چهره برتر فناوری و پیشرفت در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم یاد می‌شود.

ادیسون فرزند یک پناهنده کانادایی و یک معلم آمریکایی (اصالتاً نیویورکی) بود. مادرش همراه با خانواده به کانادا مهاجرت نمود و در آنجا با سام ادیسون (Sam Edison) آشنا شد و با هم ازدواج کردند. آن‌ها در سال ۱۸۴۵ میلادی، به میشیگان نقل‌مکان نمودند و کسب‌وکار خانوادگی تولید الوارهای چوبی را آغاز کردند.

ادیسون، کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. وی در کودکی و دوران مدرسه، دانش‌آموز ضعیفی بود و هنگامی‌که مدیر مدرسه او را کندذهن خواند، مادر خشمگینش دیگر اجازه نداد که به مدرسه برود. به همین دلیل، تحصیلات توماس در خانه ادامه یافت. این هم از عجایب تاریخ است که یکی از بزرگ‌ترین مخترعین تاریخ، تنها سه ماه به صورت رسمی تحصیل نموده است. سال‌ها بعد، ادیسون می‌گوید: «مادرم سازنده من بود. او به من اطمینان زیادی داشت و من احساس می‌کردم فردی دارم که باید برای او زنده بمانم، فردی که نباید او را ناامید کنم». بررسی‌ها نشان می‌دهد که توماس در سنین کودکی، علاقه زیادی به دستگاه‌ها و اشیاء مکانیکی و همچنین آزمایش‌های شیمیایی نشان می‌داد.

در سال ۱۸۵۹ میلادی و در سن ۱۲ سالگی، توماس شروع به فروختن روزنامه و شکلات در کنار ایستگاه راه‌آهن نمود. در ادامه، وی دو کسب‌وکار متفاوت، شامل یک باجه روزنامه‌فروشی و یک باجه محصولات کشاورزی تازه را راه‌اندازی نمود. وی با قرار دادن یک دستگاه چاپ در یک واگن حمل بار، روزنامه «گرند ترانک هرالد» (Grand Trunk Herald) را تولید و عرضه نمود که اولین روزنامه منتشر شده در یک قطار بود.

یک اتفاق جالب در زندگی ادیسون، از دست دادن شنوایی یکی از گوش‌هایش در سن ۱۲ سالگی بود. برخی این واقعه را به بیماری مخملک که در دوران کودکی به آن مبتلا شده بود، مربوط می‌دانند. عده‌ای هم مأمور قطار را مقصر می‌دانند؛ چرا که پس از آتش‌سوزی رخ داده در واگن حمل بار، چنان ضربه‌ای به گوشش زد که باعث ناشنوایی وی شد. البته ادیسون می‌گوید که این مسئله هرگز اتفاق نیفتاده است. وی دلیل ناشنوایی تقریبی خود را کسی می‌داند که گوش‌هایش را گرفت و سوار قطار کرد. با این حال، توماس روحیه‌ای قوی داشت و اجازه نداد که این ناتوانی، او را سرخورده نماید. حتی این نقیصه را همچون یک دارایی ارزشمند برای خود می‌دانست؛ زیرا باعث شد تا بر آزمایش‌ها و تحقیقات خود تمرکز بیشتری داشته باشد. البته ناشنوایی باعث انزوای بیشتر توماس و شرم او از حضور در بین جمع شد.

در سال ۱۸۶۲، توماس جان یک کودک سه‌ساله را که نزدیک بود زیر قطار برود، نجات داد. پدر کودک با نام جی یو مک‌کنزی (J.U. MacKenzie)، به پاس این کار وی، تلگراف راه‌آهنی را به او آموخت و در زمستان همان سال، توماس به‌عنوان اپراتور تلگراف مشغول به کار شد. وی در طی سال‌های ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۷ میلادی، به شهرهای مختلف آمریکا سفر کرد و مشاغل مرتبط با تلگراف را انجام می‌داد. البته در این سال‌ها، وی آزمایشات علمی را از یاد نبرد و همچنان به این علاقه وافر خود می‌پرداخت.

در سال ۱۸۶۸، ادیسون به بوستون مهاجرت کرد و بیشتر وقت خود را صرف اختراع نمود. وی در ژانویه ۱۸۶۹، از شغل رسمی خود استعفا داد و تمرکز خود را کاملاً بر روی اختراعات و نوآوری‌هایش قرار داد. برای یک جوان ۲۱ ساله، چنین تصمیم بزرگی، کاملاً پرریسک بود و بیانگر روحیه کارآفرین و خلاق وی بود. اولین اختراع پتنت شده ادیسون، یک دستگاه ثبت رأی الکتریکی بود که در خصوص آن، در ژوئن ۱۸۶۹ میلادی، گواهی ثبت اختراعی با شماره «US 90646» را از دفتر ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا اخذ نمود. نکته جالب این بود که سیاستمداران تمایلی به استفاده از این دستگاه نشان ندادند و این موضوع، اثری شگرف بر ادیسون گذاشت. وی تصمیم گرفت که در آینده، وقت خود را صرف اختراع دستگاهی که کسی آن را نمی‌خواهد، نکند.

اواسط سال ۱۸۶۹، ادیسون به نیویورک‌سیتی رفت و هم‌اتاق یکی از دوستانش به نام فرانکلین پاپ (Franklin L. Pope) شد. ادیسون توانست در محل کار فرانکلین، یک دستگاه شکسته را تعمیر نموده و توجه سران شرکت را جلب نماید. آن‌ها وی را مأمور تعمیر و بهبود دستگاه چاپگر کردند، پروژه‌ای که ادیسون علاقه بسیاری به آن داشت.

سال ۱۸۶۹، از یک منظر دیگر هم نقطه عطفی در زندگی ادیسون به حساب می‌آید. وی با همراهی فرانکلین پاپ و جیمز اشلی (James Ashley)، شرکت «Pope, Edison & Co» را تأسیس کرد. این شرکت، بعدها با شرکت «Gold and Stock Telegraph» ادغام گردید.

در سال‌های بعد، ادیسون پتنت‌های متعددی برای بهبود قابلیت‌های دستگاه تلگراف به ثبت رسانید و دو شرکت دیگر برای توسعه کسب‌وکار خود در زمینه تولید و فروش چاپگرها تأسیس نمود. در سال ۱۸۷۴ میلادی، ادیسون کار بر روی سیستم تلگراف چندگانه برای وسترن یونیون (Western Union) را شروع کرد و در نهایت، تلگرافی طراحی کرد که می‌توانست دو پیام را به‌طور هم‌زمان ارسال نماید. وی پتنت خود را به شرکت رقیب فروخت و همین موضوع، آغاز مجموعه‌ای از دعاوی حقوقی گسترده بین ادیسون و وسترن یونیون گردید که با پیروزی این شرکت پایان یافت. جالب است که در اوج منازعه و آمد و رفت به دادگاه، ادیسون در سال ۱۸۷۵، موفق به اختراع یک خودکار الکتریکی شد.

علائق ادیسون در زمینه اختراع، تحقیق و نوآوری، زندگی شخصی وی را نیز تحت تأثیر قرار داده بود. وی در سال ۱۸۷۱، مادرش را از دست داد و در کریسمس همان سال، با کارمند سابقش، ماری استیل‌ول (Mary Stilwell) ازدواج کرد. با این‌که ادیسون عاشق همسرش بود، رابطه آن‌ها به دلیل توجه افراطی ادیسون به کارش، با مشکلاتی مواجه گردید. وی اغلب در آزمایشگاه می‌خوابید و بیشتر وقت خود را صرف همکارانش می‌کرد. او حتی دو فرزندش را که در سال‌های ۱۸۷۳ و ۱۸۷۶ به دنیا آمدند، «نقطه» و «نقطه‌چین» صدا می‌کرد که به اصطلاحات تلگرافی اشاره داشت. جالب است که ادیسون، خود را «مرد دو شیفتی» می نامید، چرا که تقریباً ۱۶ ساعت از شبانه‌روز را مشغول به کار بود. گاهی اوقات، این کار افراطی و بیمارگونه، به حدی شدت می‌یافت که همسرش مجبور بود به وی یادآوری نماید که نیاز به غذا و استراحت دارد. ماری در سال ۱۸۸۴ فوت کرد و ادیسون در فوریه ۱۸۸۶ ، با دختر یک کارخانه‌دار ازدواج کرد. وی در مجموع، شش فرزند از دو همسرش داشت.

یکی از نقاط عطف مسیر حرفه‌ای ادیسون، راه‌اندازی آزمایشگاهی جدید در نیوجرسی بود که بعدها، «کارخانه اختراع» نامیده شد. وی آزمایش‌های متعددی انجام می‌داد تا جوابی برای مسائل و مشکلات مختلف پیدا کند. ادیسون درباره شکست‌هایش در آن دوران می‌گوید: «تا زمانی که آنچه می‌خواستم را پیدا نمی‌کردم، تسلیم نمی‌شدم. نتایج منفی صرفاً چیزهایی هستند که من به دنبال آن‌ها هستم. آن‌ها به اندازه نتایج مثبت برای من ارزشمند هستند». ادیسون دوست داشت که برای ساعت‌های طولانی کار کند و از کارمندانش هم چنین انتظاری داشت.

در سال ۱۸۷۹ میلادی، پس از آزمایش‌های فراوان و مبتنی بر ۷۰ سال کار و تلاش مخترعین دیگر، ادیسون یک لامپ رشته کربنی اختراع کرد که برای مدت ۴۰ ساعت روشن بود. این اختراع، اولین نمونه از لامپ رشته‌ای کاربردی در جهان محسوب می‌شد.

در طی این سال‌ها، ادیسون از کار بر روی دستگاه فونوگراف غافل شده بود. دو مخترع به نام‌های کیکستر بل (Chichester Bell) و چارلز سامنر تینتر (Charles Sumner Tainter)، دستگاهی پیشرفته تحت عنوان گرافوفون (Graphophone) را طراحی نمودند و برای شراکت احتمالی در تولید این دستگاه، نماینده‌هایی نزد ادیسون فرستادند. ادیسون با این تصور که فونوگراف، اختراعی متعلق به خودش است، از همکاری با آن‌ها سر باز زد. رقابت یک انگیزه بزرگ برای ادیسون محسوب می‌شد. از همین رو، کار بر روی فونوگراف را در سال ۱۸۸۷ از سر گرفت و حتی شرکت‌هایی برای تجاری‌سازی اختراعات خود در این حوزه تأسیس نمود. وی یکی از پتنت‌های خودش را که در همین حوزه بود و پیش‌تر آن را فروخته بود، دوباره خریداری نمود و حتی تولید دستگاه‌های فونوگراف را با اهداف سرگرمی خانگی آغاز کرد. گفتنی است که در دهه ۱۹۲۰ میلادی و با وجود رقیب قدرتمندی مانند رادیو، اوضاع شرکت ادیسون وخیم شد و در نهایت در سال ۱۹۲۹، تولید فونوگراف متوقف گردید.

دقت در مسیر کاری ادیسون، نشان می‌دهد که وی به حوزه‌های متنوعی سرک کشیده است. مثلاً یکی از علایق وی، فرآیند آسیاب سنگ معدن و استخراج فلزات بود که موجب گردید تا شرکت‌هایی را برای این کار و البته مشارکت در تولید سیمان تأسیس نماید. ایده وی، استفاده گسترده از سیمان برای ساخت خانه‌های ارزان‌قیمت و استفاده‌های جایگزین برای بتن بود، اما متأسفانه ادیسون از زمان خودش جلوتر بود و این ایده در آن زمان به لحاظ اقتصادی امکان‌پذیر نبود. همین عامل، موجب شد ادیسون ایده‌اش را کنار بگذارد. باز هم باید تأکید کنیم که ادیسون به شدت به تجاری‌سازی اختراعاتش علاقه‌مند بود و شاید یکی از رموز ماندگاری و شهرت وی، همین عامل باشد. وی اختراعی را که نتواند به یک کاربرد ملموس و واقعی تبدیل شود، بی‌ارزش می‌دانست.

یکی دیگر از وقایع سال‌های آغازین قرن بیستم، جنگ جهانی اول بود. در طول جنگ، ادیسون بخش زیادی از وقت خود را صرف تحقیقات دریایی و به ویژه زیردریایی‌ها معطوف نمود که البته احساس کرد نیروی دریایی پذیرای بسیاری از اختراعات و توصیه‌های وی نیست. با پایان جنگ و طی دهه ۱۹۲۰ میلادی، شرایط جسمانی ادیسون وخیم‌تر شد و عملاً بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانید. در این ایام، فرزندش چارلز، مدیریت شرکت را بر عهده داشت. با این حال، ادیسون آزمایش‌هایش را در خانه ادامه می‌داد، چرا که هیئت‌مدیره بسیاری از آن‌ها را تأیید نمی‌کرد. پروژه اصلی ادیسون در این دوران، جستجو برای یک جایگزین جدید برای لاستیک بود. دو سال آخر عمر ادیسون، به انواع بیماری‌هایی که گریبانش را گرفته بود، گذشت و در نهایت، وی در ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱ میلادی، درگذشت.

 

نبرد بر سر پتنت

همان‌طور که اشاره شد، توماس ادیسون به حفاظت از اختراعاتش توجهی کامل داشت. وی در طول عمر خود، با ثبت ۱۰۹۳ پتنت در آمریکا (۱۰۸۴ یوتیلیتی پتنت و ۹ پتنت طراحی)، رکوردی حیرت‌انگیز بر جای گذاشت. اگر این تعداد پتنت که با توجه به ثبت اختراعات در سایر کشورهای جهان تعدادشان افزون‌تر هم می‌شود، به دوران عمر حرفه‌ای ادیسون تقسیم کنیم، درخواهیم یافت که این مخترع منحصربه‌فرد، تقریباً هر دو هفته یک بار، پتنتی جدید به ثبت می‌رسانده است. آن هم در یک بازه طولانی بیش از نیم قرن! برای مثال، ادیسون در برهه‌ای به فناوری باتری علاقه‌مند شد و طی تحقیقات خود، توانست ۱۴۷ پتنت با موضوع باتری به ثبت برساند. این حجم از گواهی‌های ثبت اختراع، به خوبی نشان‌دهنده پتانسیل صنعت باتری و نگاه تیزبین این مخترع پرکار مبنی بر استفاده از فرصت‌های پیش رو است.

یک نکته جالب این‌که ادیسون تا آخرین سال‌های عمرش، به حفاظت از اختراعات و نوآوری‌های خود اهتمام می‌ورزید. وی که نخستین پتنت خود را در سن ۲۲ سالگی دریافت کرده بود، آخرین درخواست خود را در سال ۱۹۲۳ میلادی به ثبت رسانید. گواهی ثبت اختراع مذکور، ده سال بعد و در سال ۱۹۳۳ (در حالی که دو سال از مرگ ادیسون می‌گذشت)، با شماره «US 1908830» صادر گردید.

بدیهی است که سیاست تأکید بر پتنت و تجاری‌سازی اختراعات، دعاوی حقوقی گسترده‌ای را پدید می‌آورد و ادیسون نیز، از این امر مستثنی نبود. یک مثال خوب برای دعاوی پتنت توماس ادیسون، فناوری تصاویر متحرک است. رقابت فزاینده شرکت‌های فعال در این حوزه در سال‌های ابتدایی قرن بیستم، خیلی زود نبردهای حقوقی داغی بین این شرکت‌ها و توماس ادیسون ایجاد نمود. وی به لطف پتنت‌هایش، بسیاری از شرکت‌ها را متهم به نقض پتنت نمود و به لطف تعداد زیادی مجوزهای بهره‌برداری از پتنت، درآمدزایی خوبی برای خود فراهم ساخت. در ادامه و در سال ۱۹۱۵، دادگاه با تأکید بر انحصار غیرمنصفانه شرکت ادیسون، تا حدی جلوی این موضوع را گرفت و در نتیجه، ادیسون در سال ۱۹۱۸، از بازار تصاویر متحرک خارج شد.

 

ادیسون، مردی با شکست‌های متعدد

ادیسون را یک مخترع موفق می‌دانند. اختراع لامپ، فونوگراف و دوربین تصویربرداری متحرک، از خلاقیت‌های درخشان وی بود و شاید چندان جای تعجبی نداشته باشد که وی را یکی از مخترعین بزرگ تاریخ بدانیم. با این حال، ادیسون هم شکست خورد، آن هم نه یک بار! وی شکست‌های متعددی در توسعه نوآوری‌های مختلف متحمل شد، اما همان‌طور که خودش درباره اختراع لامپ می‌گوید: «من شکست نخوردم، لامپ یک اختراع ۱۰۰۰ مرحله‌ای بود».

از مهم‌ترین اختراعات شکست‌خورده ادیسون، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • دستگاه ثبت رأی الکترونیک
  • سیمان
  • فناوری ترکیب صدا و تصاویر متحرک
  • عروسک سخنگو
  • قلم الکترونیک

لازم به تأکید است که منظور از شکست اختراعات فوق‌الذکر، لزوماً عدم کارکرد فنی مناسب آن‌ها نبود و بیشتر، عدم تجاری‌سازی این اختراعات مدنظر است. برای مثال، خودکارهای الکترونیک ابداعی ادیسون، از یک باتری و موتور کوچک بهره می‌برد که نیاز به تعمیر و نگهداری مداوم داشت. علاوه بر این، قیمت ۳۰ دلاری و سر و صدای فراوانش، باعث شد تا مورد استقبال کاربران قرار نگرفته و ادیسون نیز این پروژه را رها نماید.