موانع رایج در تجاری‌سازی اختراعات

موانع رایج در تجاری‌سازی اختراعات
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
(0)

تجاری‌سازی اختراعات و نوآوری‌ها، کاری بس دشوار و پیچیده است که با طیف وسیعی از موانع، اعم از مشکلات فنی، اقتصادی، قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی، موانع رقابتی و حتی عدم تطابق با درخواست‌ها و انتظارات متنوع مشتریان همراه است. در این مقاله، با برخی از رایج‌ترین موانع و شرایط بغرنج حاصل از آن‌ها که عرضه موفق اختراع به بازار را به خطر انداخته و شکست یک مخترع و کارآفرین پر امید و باانگیزه را رقم می‌زنند، آشنا می‌شویم.

مقدمه

بسیاری از مخترعین و صاحبان ایده، تصور می‌کنند که صرف توسعه یک فناوری جدید و آماده‌سازی محصول نهایی، برای موفقیت کسب‌وکار آن‌ها کفایت می‌کند. آن‌ها محصول خود را قابل‌مقایسه با هیچ مورد مشابهی نمی‌دانند و با تأکید بر ویژگی‌های فنی و عملکرد منحصربه‌فرد آن، استقبال مشتریان را بی‌تردید می‌دانند. اما همیشه این‌گونه نیست! در برخی موارد که کم هم نیستند، محصول به بازار عرضه می‌شود و با شکست سختی روبرو می‌گردد. کارآفرینان و مخترعین، دائماً از خود می‌پرسند که چرا این‌طور شد؟ چرا کسی اختراعم را نخرید؟ حق من با چنین اختراع مهم و مفیدی شکست نبود!

فرض کنید که ایده فوق‌العاده‌ای داشته‌اید که به واسطه آن، موفق به آفرینش یک اختراع منحصربه‌فرد شده‌اید. حال خود را برای تجاری‌سازی دستاوردتان آماده می‌بینید و می‌خواهید از منافع کاری که برای آن زحمت‌های بسیاری کشیده‌اید، بهره ببرید. اگرچه پول زیادی برای سرمایه‌گذاری و تولید محصول ندارید، اما چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای در ذهن می‌پرورانید و آینده درخشانی را در پیش رویتان متصور می‌شوید. شما آماده‌اید که به دنیا بگویید: «من این محصول جدید و فوق‌العاده را اختراع کرده‌ام که هرکسی باید آن را داشته باشد». احساس می‌کنید که آماده ورود به بازار هستید. اما صبر کنید. پیش از هر چیز، باید بررسی کنید آیا هیچ مانع بزرگی بر سر راه شما قرار دارد. در این مسیر، باید ببینید که با این موانع چند- چند هستید. آیا در رویارویی با آن‌ها، شما برنده چالش هستید؟ آیا راهکاری برای افت و خیزها دارید؟

تجاری‌سازی اختراعات و نوآوری‌ها، کاری بس دشوار و پیچیده است که با طیف وسیعی از موانع، اعم از مشکلات فنی، اقتصادی، قوانین و مقررات ملی و بین‌المللی، موانع رقابتی و حتی درخواست‌ها و انتظارات متنوع مشتریان همراه است. پس پیش از آنکه خود را درگیر و دار مسیر پر فراز و نشیب راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید قرار دهیم، بهتر است چالش‌ها را حتی‌المقدور شناخته و به تمهیدات لازم برای عبور از آن‌ها فکر کنیم.

در این مقاله، با برخی از رایج‌ترین موانع و شرایط بغرنج حاصل از آن‌ها که عرضه موفق اختراع به بازار را به خطر انداخته و شکست یک مخترع و کارآفرین پر امید و باانگیزه را رقم می‌زنند، آشنا می‌شویم.

 

۱. حرف جدیدی برای گفتن دارید؟

آیا تا به حال یک ارزیابی درست و درمان داشته‌اید که دقیقاً اختراع شما نسبت به راه‌حل‌های موجود، چه حرف تازه‌ای برای گفتن دارد؟ شما به دنبال حل یک مشکل موجود بوده‌اید و راهکاری برای این مسئله ارائه کرده‌اید، اما آیا راهکار شما در مقایسه با دیگر راهکارهای فعلی، «سریع‌تر، بهتر، ارزان‌تر و یا قوی‌تر» هست؟ اگر نیست، شما در مقابل یک سد بزرگ ایستاده‌اید. این مسئله، می‌تواند به معنای نرخ بازگشت سرمایه کمتر و در نتیجه، کاهش جذابیت ایده شما باشد. البته باید این نکته را هم در نظر گرفت که در چنین شرایطی، لزوماً خوب بودن ایده شما مطرح نیست، بلکه صرفاً ممکن است فروش آن دشوار باشد.

 

۲. صاحب دارایی فکری هستید یا در زیر دین دیگران قرار می‌گیرید؟

دنیای امروز کسب‌وکار، کمی متفاوت از چیزی است که در گذشته‌های دور وجود داشته است. شما به محض اینکه فکر کنید یک کار پردرآمد پیدا کرده‌اید، نمی‌توانید آن را شروع کنید؛ چراکه ممکن است بخش یا تمام ایده آن کسب‌وکار، متعلق به فرد دیگری باشد. آیا می‌دانید که اگر منزل مسکونی دیگری را بدون اجازه غصب کنید، چه اتفاق حقوقی می‌تواند در پیش رویتان قرار گیرد؟ اگر می‌دانید، پس در نظر داشته باشید که اگر اختراع دیگری را هم بدون کسب اجازه استفاده کنید، آخر و عاقبت خوبی در انتظارتان نیست.

در صورتی‌که محصولات مشابهی در بازار وجود دارند، احتمالاً با مجموعه‌ای از پتنت‌های موجود و قراردادهای اعطای مجوز بهره‌برداری از آن‌ها مواجه می‌شوید. برای عرضه یک محصول جدید، بایستی از مشکلات نقض حقوق بالقوه دیگران پیشگیری کنید. بهترین کار این است که یک جستجوی پتنت کامل و جامع انجام دهید تا مطمئن شوید که با دارایی دیگران دست به گریبان نشده‌اید. در مرحله بعد، به دنبال محافظت از نوآوری خود از طریق ثبت پتنت و سایر انواع مالکیت فکری باشید. در این حالت، مالکیت چیزی که به صورت بالقوه قابل‌عرضه در بازار است را در اختیار خواهید داشت. دقت کنید که اگر هدفتان یافتن یک تولیدکننده و درآمدزایی از طریق واگذاری اختراع به وی می‌باشد، ثبت پتنت را نباید به هیچ عنوان فراموش نکنید: «بسیاری از تولیدکننده‌ها و صنایع فعال، به ایده‌ها یا اختراعات بدون پتنت، حتی نیم‌نگاهی هم نمی‌اندازند».

 

۳. در کنار کارایی، طراحی جذاب را هم در نظر داشته‌اید؟

شاید باور نداشته باشید، ولی این جمله خیلی هم پر بیراه نمی‌گوید: «عقل مردم در چشم آن‌ها است». اگر محصول شما جذابیت لازم را نداشته باشد و ظاهر آن مشتریان را جذب نکند، بخش زیادی از راه را اشتباه رفته‌اید؛ لباسی با جنس خوب تولید کرده‌اید که اصلاً زیبایی و مشتری‌پسندی لازم را ندارد. یک نمونه اولیه جذاب و کارآمد، به تولیدکننده‌ها، سرمایه‌گذاران و دریافت‌کنندگان مجوز نشان می‌دهد که نتیجه نهایی قرار است، چه چیزی باشد. اگر این مسئله را به خوبی به آن‌ها بفهمانید، توجهی که نیاز دارید را دریافت می‌کنید.

 

۴. آیا محصولتان کاربرپسند است؟

اگر احساستان بر این است که محصولی عرضه نموده‌اید که بسیار پیچیده‌تر از محصولات موجود در بازار و با کارایی‌های بسیار بیشتری است، باید به این هم فکر کنید که آیا مشتریان می‌توانند به راحتی با همه امکانات محصول جدید کار کنند؟ آیا نحوه استفاده از محصولتان مبهم نیست و یا آموزشی نیاز ندارد؟ شما باید در مورد نحوه استفاده از محصول جدید خود آموزش دهید و مشخص کنید که چرا با وجود هزینه بالاتر، گزینه مناسب‌تری برای مشتریان خواهد بود.

 

۵. برای سرمایه مورد نیاز فکری کرده‌اید؟

اگر پول کافی برای انجام و ادامه کاری که شروع کرده‌اید نداشته باشید، چه‌کار می‌کنید؟ آیا می‌دانید که از کجا و با چه شرایطی می‌توانید سرمایه کافی برای توسعه و تجاری‌سازی اختراعتان را تأمین کنید؟ آیا خودتان را در مذاکره با سرمایه‌گذاران، از پیش برنده می‌دانید؟ شما باید برای این موضوع بیشتر فکر کنید، عاقلانه حرکت کنید و با راهکارهای مختلفی که می‌تواند در پیش رویتان قرار گیرد، آشنا شوید. در نظر داشته باشید که بدون جذب سرمایه، هیچ چیزی برای گفتن نخواهید داشت.

توجه کنید که منابع سنتی تأمین مالی (سرمایه‌گذاران فرشته، سرمایه‌گذاران خطرپذیر، شرکت‌های سرمایه‌گذاری روی کسب‌وکارهای کوچک، بانک‌ها و ...) می‌توانند کمک‌حال شما باشند. البته همگی این منابع مالی، نیاز به اسناد و شواهد معتبری دارند که نشان دهند محصول مورد ادعای شما، یک گزینه باارزش برای سرمایه‌گذاری است. اینجا است که پارامترهای مختلفی همچون تعداد گواهی‌های ثبت اختراع، توان فنی، کار تیمی، توان مدیریتی، قدرت مذاکره و نحوه ارائه به سرمایه‌گذاران، می‌تواند به یاری شما بیاید.

 

۶. ایا هزینه‌های تولید و قیمت محصول شما، قابل تحمل است؟

برخی مواقع، هزینه‌های برآورد شده برای تولید محصول، بسیار بالا بوده و همین مسئله، به دست آوردن یک سود قابل‌توجه را دشوار می‌کند. هر محصولی، یک دامنه قیمت فروش دارد که اگر قیمت شما از این محدوده تجاوز کند، نگاه و تصور مشتریان از یک محصول باکیفیت را از دست می‌دهد. احتمالاً در چنین حالتی، مشتریان هدف شما، محصولات رقیب را انتخاب می‌کنند.

این یک ملاحظه بسیار کلیدی است. حتی اگر فکر می‌کنید که به سرمایه کافی دسترسی دارید، باز هم ممکن است در سطوح اولیه تصمیم‌گیری، نتوانید هزینه دقیق تولید و عرضه محصول خود به بازار را تخمین بزنید. اگر فکر می‌کنید هزینه‌های شما بسیار بالا است و باید با محصولاتی نسبتاً ارزان‌قیمت رقابت کنید، ممکن است ایده شما اصلاً ارزش پیگیری نداشته باشد.

شما باید در مورد این‌که چه مشتریانی قصد دارند تا برای محصول جدید شما هزینه کنند، ایده‌ای داشته باشید. سؤال کلیدی اینجا است که با توجه به گزینه‌های موجود (محصولات رقیب)، آیا مشتریان هدف، تمایل به خرید محصولتان دارند یا خیر؟ زمان‌بندی و هزینه‌ها، می‌توانند موانعی بازدارنده برای کسب‌وکارهای نوپا باشند؛ زیرا قبل از این‌که بتوانید محصولات اولیه خود را به بازار عرضه کنید، به زمان و سرمایه قابل‌توجهی نیاز خواهید داشت. آیا این محصول جدید می‌تواند تولید شود و سود بالا و بازگشت سرمایه قابل‌توجهی داشته باشد؟ اگر نمی‌توانید به این اهداف دست پیدا کنید، بیشتر تأمل کنید.

 

۷. درکی از وجود رقبا دارید؟

هیچ روشی وجود ندارد که بتوانید مشتریان را به صورت کاملاً انحصاری، مورد هدف قرار داده و دیگران را از این کار منع کنید. هرچقدر هم محصولتان بهتر از محصولات رقبا باشد، اما باز هم باید بدانید که آن‌ها هم در این بازار هستند و با مشتریان در ارتباط خواهند بود.

شما نمی‌توانید پوششی فرضی روی تمام دنیا بکشید و فقط تبلیغات خود را عرضه کنید. این کار، هزینه زیادی در بردارد و در دنیای واقعی هم امکان‌پذیر نیست. بپذیرید که در حال رقابت با محصولاتی مشابه و در عین حال متفاوت (از نظر عملکردی، قیمتی و ...) هستید و در برآوردها و برنامه‌ریزی‌هایتان، حتماً این مورد را وارد کنید.

 

۸. آیا برای کانال‌های توزیعتان برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

یک نکته را در نظر داشته باشید که تا بازاری نباشد، تولید بی‌معنا است. پس تا کانال‌های توزیع مناسبی هم در اختیار نباشد، تمام تلاش‌هایی که تا پیش از این انجام داده‌اید، بی‌معنا خواهد بود.. بحث توزیع و بازاریابی بسیار مهم است. ممکن است محصول شما از نظر عملکردی و حتی قیمتی بسیار عالی باشد، اما به دلیل این‌که محصول رقیب، کنترل کامل بازار را در اختیار گرفته (توزیع‌کننده‌ها، فروشگاه‌های خرده‌فروشی و حتی مشتریان بالقوه)، هیچ راهی برای ورود شما وجود نداشته باشد.

 

۹. آیا با مقررات و قوانین ملی و بین المللی همخوان هستید؟

در بسیاری از صنایع، مجموعه قوانین و مقررات خاصی حاکم است که بر نحوه عملیات کسب‌وکار و هزینه‌های آن اثرگذار می‌باشد. برای مثال، ممکن است قوانین زیست‌محیطی و ایمنی خاصی در صنعت مدنظر شما وجود داشته باشد که برآورده‌سازی این الزامات، نیاز به تغییرات بنیادین در فناوری و فرآیند تولید شما داشته باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در اغلب موارد، هزینه‌های مرتبط با برآورده‌سازی مقررات و استانداردهای مختلف و به دست آوردن مجوزهای ضروری، یک فرآیند پیچیده، طولانی و هزینه‌بر است. در بسیاری از موارد، پرداختن به مقررات دولتی در سطوح بین‌المللی، ملی و محلی، یک الزام جدی و در عین حال مانعی بازدارنده برای توسعه محصول جدید و عرضه آن به بازار خواهد بود.

 

در نهایت، به یاد داشته باشید که اگرچه برخی از این موانع می‌توانند ترسناک باشند، اما از امتحان کردن چیزی هراس نداشته باشید. اگر شکست خوردید، از آن درس بگیرید و مجدداً تلاش کنید تا به موفقیت دست یابید. این دقیقاً کاری است که توماس ادیسون، مخترع مشهور و کارآفرین بسیار موفق نیز انجام داده است.