تسلا؛ نماد نوآوری و خلاقیت در کسب‌وکار

تسلا؛ نماد نوآوری و خلاقیت در کسب‌وکار
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
(5)

داستان شکل‌گیری تسلا، غول خودروهای الکتریکی جهان که از یک ایده استارت‌آپی آغاز به کار نمود و امروزه دامنه فعالیت‌های خود را به انرژی‌های خورشیدی، صنایع باتری، ساخت کامیون، خودروهای خودران و بسیاری حوزه‌های دیگر گسترش داده است، نمادی بارز از موفقیت مبتنی بر خلاقیت و نوآوری است. با ما همراه باشید تا بیشتر با این بازیگر پیشگام در نوآوری و فناوری آشنا شویم.

مقدمه

با به میان آمدن واژه‌های نوآوری، خلاقیت و فناوری‌های پیشرفته، نام شرکت‌های مشهوری مانند اپل، سامسونگ، مایکروسافت، گوگل و ... در ذهن تداعی می‌شود؛ شرکت‌هایی بزرگ، متشکل از هزاران کارمند و گردش مالی بسیار زیاد. تلقی این قبیل شرکت‌ها به عنوان نمادهای نوآوری و فناوری، این تصور را پدید می‌آورد که راه‌اندازی چنین مجموعه‌های موفقی، نیازمند دهه‌ها تلاش و سرمایه‌گذاری‌های چشمگیر بوده و عملاً نمی‌توان انتظار داشت که یک استارت‌آپ کوچک یا یک کسب‌وکار مبتنی بر یک اختراع جدید، بتواند به این اندازه رشد نماید.

این تصور، از برخی جنبه‌ها صحیح است. یک شرکت موفق، با دامنه فعالیت‌های بین‌المللی، پیشگام در نوآوری و رهبر یک صنعت، نیازمند سرمایه‌گذاری قابل‌توجه و البته مجموعه وسیعی از کارکنان خلاق و سازوکارهای مدیریتی پیشرفته است. با این حال، نمونه‌های فراوانی وجود دارد که یک دانشجو یا تیمی از افراد خوش‌فکر و خلاق، تنها بر پایه یک ایده متمایز و ارزشمند، توانسته کسب‌وکاری بسیار بزرگ پدید بیاورد که با سرعت خیلی زیاد، رشد نماید. آفرینش فیسبوک و زیرمجموعه‌هایش توسط مارک زاکربرگ و همچنین تسلا توسط ایلان ماسک، نمونه‌های مشهودی از این مسئله هستند.

داستان شکل‌گیری تسلا، غول خودروهای الکتریکی جهان که از یک ایده استارت‌آپی آغاز به کار نمود و امروزه دامنه فعالیت‌های خود را به انرژی‌های خورشیدی، صنایع باتری، ساخت کامیون، خودروهای خودران و بسیاری از حوزه‌های دیگر گسترش داده است، نمادی بارز از موفقیت مبتنی بر خلاقیت و نوآوری است. با ما همراه باشید تا بیشتر با این بازیگر پیشگام در نوآوری و فناوری آشنا شویم.

 

تسلا در یک نگاه

شرکت تسلا که در ابتدا تسلا موتورز (Tesla Motors) نامیده می‌شد، در سال ۲۰۰۳ میلادی، توسط دو کارآفرین آمریکایی به نام‌های مارتین ابرهارد (Martin Eberhard) و مارک تارپنینگ (Marc Tarpenning) تأسیس شد. آن‌ها شرکت خود را به یاد مخترع مشهور، نیکولا تسلا (Nikola Tesla)، نام‌گذاری کردند.

تسلا موتورز، مبتنی بر ایده ساخت یک خودروی اسپرت برقی شکل گرفت و از همان ابتدای کار، برای تأمین هزینه‌های تحقیق و توسعه خود، اقدام به جذب سرمایه‌گذار نمود. سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های جدید و نوآورانه، معمولاً یک بازی هیجان‌انگیز و کاملاً پر ریسک است. از یک‌سو، به دلایل فنی، اقتصادی و حتی بازاریابی و فروش، احتمال شکست در تجاری‌سازی ایده وجود دارد و از سوی دیگر، موفقیت در تجاری‌سازی، به معنای سود بسیار زیاد و بازگشت سرمایه چند برابری است. همین ویژگی‌ها، موجب می‌شود تا سرمایه‌گذاران این حوزه، متفاوت از سرمایه‌گذاران عادی باشند (اعم از سپرده‌گذاران بانکی، فعالان بازار سهام و ...). کسانی که در استارت‌آپ‌های مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته سرمایه‌گذاری می‌کنند، عدمتاً خود تجربه کارآفرینی داشته و با شم تجاری خود، ارزش ایده جدید را دریافته‌اند و البته در این مسیر، از ریسک‌پذیری کافی برای صرف منابع مالی نیز برخوردار هستند. آمارها نشان می‌دهد که تقریباً ۹۰ درصد استارت‌آپ‌ها، به دلایل مختلف شکست می‌خورند و این بسیار ترسناک است. اما همان ۱۰ درصد باقیمانده، از چنان منافع سرشاری برخوردارند که بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند تا وارد این هیجان وصف‌ناپذیر شوند.

تسلا هم به لطف ریسک‌پذیری یکی از همین فرشتگان کسب‌وکار توسعه یافت. ایلان ماسک (Elon Mask)، بنیان‌گذار شرکت مشهور پی‌پال (PayPal) و از کارآفرینانی که انگار موفقیت و پول را بو می‌کشد، در همان ابتدا راه، اقدام به یک سرمایه‌گذاری ۳۰ میلیون دلاری در تسلا نمود و از سال ۲۰۰۴ میلادی، به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره تسلا برگزیده شد. از آن زمان، مسیر توسعه تسلا و ایلان ماسک، به هم گره خورده و همگان، تسلا را مترادف با این مخترع، نوآور و کارآفرین بسیار موفق می‌دانند؛ کارآفرینی که اصالتاً آفریقایی بوده و خود را در هیچ قید و بندی برای ارائه نوآوری‌های جدید، ریسک کردن و رقابت نمودن قرار نمی‌دهد.

در سال ۲۰۰۸، تسلا موتورز موفق به طراحی و ساخت نخستین خودروی تماماً الکتریکی خود، با نام «Roadster» گردید. در آزمایشگاه‌های تسلا، این خودرو تنها با یک بار شارژ، به رکورد مسافت ۳۹۴ کیلومتری دست یافت که برای یک خودرو برقی، کاملاً بی‌سابقه بود. جالب این‌که این محصول بی‌نظیر، قابل‌مقایسه با بسیاری از اتومبیل‌های اسپرت بنزینی بود. شتاب صفر تا ۶۰ مایل در کمتر از چهار ثانیه و حداکثر سرعت ۲۰۰ کیلومتری، در کنار بدنه سبک ساخته شده از فیبرهای کربنی و عدم تولید گازهای گلخانه‌ای، «Roadster» را به یک گزینه ایده‌آل تبدیل نموده بود. البته قیمت ۱۰۹.۰۰۰ دلاری خودرو، آن را به یک محصول بسیار لوکس تبدیل می‌کرد و شاید همین مسئله قیمت، تنها نقطه‌ضعف آن به حساب می‌آمد.

در سال ۲۰۰۷ میلادی، ابرهارد از سمت مدیرعاملی و مدیریت ارشد فناوری تسلا استعفا داد و یک سال بعد، رسماً اعلام گردید که وی شرکت را به‌طور کامل ترک نموده است. تارپنینگ هم که مسئولیت نظارت بر توسعه سیستم‌های الکترونیکی و نرم‌افزاری «Roadster»را بر عهده داشت، در سال ۲۰۰۸ تسلا را ترک کرد و عملاً ایلان ماسک، به‌عنوان همه‌کاره شرکت، به فعالیت ادامه داد.

یکی از نقاط عطف تسلا در تبدیل شدن به غول امروزی، عرضه اولیه سهام شرکت در سال ۲۰۱۰ میلادی بود که از آن طریق، ۲۲۶ میلیون دلار به سرمایه شرکت اضافه شد. پس از این اتفاق، تولید «Roadster» متوقف شد و تمام تمرکز تسلا، به خودروی مدل «S» معطوف گردید؛ خودرویی کاملاً پیشرفته که ویژگی‌های طراحی و عملکردی آن، تحسین تمامی منتقدین را برانگیخته بود. تسلا به توسعه بازار خود کاملاً اهمیت می‌داد و از همین رو، از سال ۲۰۱۲ میلادی، اقدام به ساخت ایستگاه‌هایی به نام «Superchargers» در امریکا و اروپا نمود. این ایده، برای کمک به صاحبان خودروهای تولیدی تسلا خلق شده بود و به آن‌ها کمک می‌کرد تا به سرعت و بدون هزینه اضافی، خودروی خود را شارژ نمایند. نسل جدید این ایستگاه‌ها، «Tesla Stations» نام دارند که امکان تعویض کامل سیستم باتری خودروی مدل «S» را فراهم می‌کنند.

علاوه بر خودروهای اسپرت، تسلا از سال ۲۰۱۷ میلادی، اقدام به طراحی، ساخت و عرضه مدل‌های خاصی از کامیون کلاس هشت، تحت عنوان «Tesla Semi» نموده است که سبد محصولات برقی این شرکت را گسترده‌تر از قبل ساخته است. به موازات این تلاش‌های نوآورانه در حوزه خودروهای الکتریکی، تسلا به بحث انرژی و ذخیره‌سازی آن نیز، به شدت علاقه‌مند است. توسعه باتری‌های نسل جدید الکتریکی، با طول عمر بیشتر و ایده بلندپروازانه سقف‌های خورشیدی در محیط‌های شهری، از مظاهر این علاقه‌مندی به شمار می‌روند. گفتنی است که تسلا موتورز، از سال ۲۰۱۷ میلادی، نام خود را به تسلا تغییر داد و عملاً بر این نکته که دیگر تنها یک تولیدکننده خودرو نیست، صحه گذاشت.

 

اختراع و نوآوری در تسلا

اگرچه شهرت تسلا بیشتر به دلیل خودروهای برقی است، اما امروزه این شرکت را می‌توان یکی از فعال‌ترین شرکت‌های نوآور در حوزه‌های انرژی، هوش مصنوعی و ... دانست. بخش اعظم فناوری‌های شگفت‌انگیز تسلا در سال‌های اخیر، تحت تأثیر ایده‌های دیوانه‌وار ایلان ماسک قرار دارد که از آن جمله، می‌توان به باتری‌هایی با قابلیت تأمین انرژی خانه‌ها، یک شبکه جهانی از هزاران شارژر خودروهای الکتریکی و بزرگ‌ترین ساختمان جهان اشاره نمود.

در ادامه، پنج اختراع منحصربه‌فرد تسلا که به پروژه خودروهای الکتریکی این شرکت ارتباطی ندارد، بیان می‌گردد:

۱. بزرگ‌ترین ساختمان جهان:

یکی از نمادهای توسعه و تکامل تسلا، کارخانه عظیم تولید باتری این شرکت، تحت عنوان «Gigafactory» است که در نزدیکی نوادا، در حال احداث است. این پروژه را می‌توان بزرگ‌ترین ساختمان جهان دانست که پس از آغاز به کار، ظرفیت تولید باتری‌های لیتیوم یونی جهان، دو برابر می‌گردد!

۲. باتری مسکونی:

سیستم باتری مسکونی تسلا، امکان استفاده از منابع خورشیدی و سایر انواع انرژی تجدیدپذیر برای تأمین انرژی اماکن مسکونی را فراهم می‌کند. سیستم ۳.۵۰۰ دلاری «Powerwall» که نسل دوم آن به تازگی عرضه شده است، نمادی تمام و کمال از فناوری‌های آینده در محیط‌های خانگی است.

۳. ایستگاه‌های سوپر شارژر:

خودروهای برقی، نیاز به انرژی دارند و اگر شارژ باتری خودروی شما خارج از خانه تمام شود، با مشکلات بزرگی مواجه می‌شوید. تسلا در راستای توسعه کسب‌وکار خودروهای برقی، بایستی برای این چالش راهکاری می‌اندیشید. به همین منظور، در سال ۲۰۱۲ میلادی، اقدام به احداث ایستگاه‌های شارژ عمومی نمود. این ایستگاه‌ها، به دلیل قابلیت شارژ باتری در کمتر از یک ساعت، ایستگاه‌های سوپر شارژر نامیده شدند. در سال‌های اخیر، تسلا سرمایه‌گذاری فراوانی در این حوزه انجام داده و شبکه شارژ عمومی خود را در اقصی نقاط جهان توسعه داده است. گفتنی است که در حال حاضر، بخشی از انرژی لازم در این ایستگاه‌ها، از سقف‌های فتوولتائیک ابداعی تسلا تأمین می‌شود و این شرکت، تصمیم دارد که در آینده، تمامی انرژی لازم را از منبع لایزال خورشید تأمین کند.

۴. شارژر مار رباتیک:

تسلا اخیراً خبر از پروژه نوآورانه جدیدی داده که فرآیند شارژ خودروهای برقی را با حداقل دخالت انسانی و با استفاده از یک بازوی رباتیک مار مانند انجام می‌دهد. احتمالاً به زودی شاهد به‌کارگیری گسترده این بازوهای مار مانند در ایستگاه‌های شارژ عمومی تسلا خواهیم بود؛ نمایی از یک آینده مبتنی بر فناوری که شاید تنها در فیلم‌های علمی-تخیلی تصور می‌شد. لحظه‌ای فکر کنید: با خودروی خود به ایستگاه شارژ وارد می‌شوید و مارهای رباتیک، به‌طور خودکار به خودروی شما متصل شده و شارژ باتری آغاز می‌شود. حتی تصورش هم هیجان‌انگیز است.

۵. نمایشگاه قابل‌حمل خودرو:

شاید تسلا نخستین شرکت خودروسازی باشد که کانتینرهای فروش خودرو را با ظاهری کاملاً متفاوت عرضه می‌کند. تسلا، هیچ‌گاه به روش‌های سنتی علاقه نداشته و این را بارها نشان داده است. به نظر می‌رسد که حتی فروش خودروهای تسلا هم، شبیه به عرف موجود نبوده و این شرکت، می‌خواهد از کانتینرهای حمل‌ونقل ابداعی خودش، برای به نمایش گذاشتن خودروهای خود استفاده نماید.

 

تمامی این ابداعات و اختراعات جالب و البته سرمایه‌گذاری‌های وسیع تسلا در حوزه انرژی، خودروهای خودران و هوش مصنوعی، نشان می‌دهد که این شرکت، اصلاً به موفقیت‌های فعلی اکتفا نکرده و خود را یک رهبر صرف صنعت خودروهای الکتریکی نمی‌داند. این شرکت، به آینده‌ای بزرگ می‌اندیشد و با قدرت در حال پیشروی است.

 

جذب سرمایه؛ فاکتوری کلیدی در موفقیت‌های تسلا

همان‌طور که اشاره شد، یکی از نقاط عطف بزرگ تسلا که مسیر فعالیت‌های این شرکت را از همان بدو تأسیس به کلی تغییر داد، سرمایه‌گذاری ایلان ماسک در این استارت‌آپ کوچک دیروز و غول فناوری امروز بود. البته این سرمایه‌گذاری را از دو جنبه می‌توان نگریست: از یک‌سو، بودجه‌ای ۳۰ میلیون دلاری در اختیار بنیان‌گذاران قرار گرفت که نقشی بی‌بدیل در توسعه هر چه بیشتر ایده اولیه و تجاری‌سازی آن داشت. اما جنبه بسیار مهم‌تر، ورود نبوغ و تجربه‌ای خیره‌کننده به تسلا موتورز بود؛ تجربه‌ای که در وجود ایلان ماسک نهفته بود. بنا بر برخی گزارش‌ها، ماسک در سال ۲۰۰۶ میلادی نیز، روی ایده گوگل سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی انجام داده است و به واسطه این سرمایه‌گذاری، ارزش‌افزوده‌ای چندین برابری را نسبت به آن سرمایه ۳۰ میلیون دلاری که برای تسلا اختصاص داد، از آن خود نمود. داستان ورود ایلان ماسک به تسلا و موفقیت‌های این شرکت را می‌توان نمونه‌ای عالی از نقش پررنگ دانش و تجربه کارآفرینی و اهمیت خارق‌العاده کمک‌های مدیریتی سرمایه‌گذاران در قیاس با تأمین مالی آن‌ها دانست.

تسلا تمامی فاکتورهای موفقیت، شامل تیم بنیان‌گذار ماهر و خلاق، ایده متمایز و کاملاً بلندپروازانه، فناوری پیشرفته، بازار وسیع و رو به رشد، استراتژی مبتنی بر نوآوری و توجه به روند تغییرات بازار را در خود جمع کرده بود و از همین رو، سرمایه‌گذاران زیادی راغب به مشارکت در توسعه و تجاری‌سازی ایده‌های این شرکت بودند. برای درک بهتر موفقیت‌های تسلا و جذاب بودن این شرکت برای سرمایه‌گذاران، باید دقت ویژه‌ای به رکورد منحصربه‌فرد جذب سرمایه این شرکت داشت: «۱۹/۹ میلیارد دلار در ۳۴ دور تأمین مالی».

لازم به ذکر است که تسلا، هم‌اکنون خود به یک سرمایه‌گذار قدرتمند تبدیل گردیده و علاوه بر تصاحب برخی استارت‌آپ‌های مرتبط با حوزه فعالیت‌هایش، تأمین مالی ایده‌های جالب و دارای چشم‌انداز روشن تجاری‌سازی را نیز در دستور کار خود قرار داده است. یکی از اقدامات جدید تسلا در این زمینه، سرمایه‌گذاری ۵۵ میلیون دلاری در شرکت «Zola Electric» است که احتمالاً خروجی چشمگیری را برای این شرکت در بر داشته باشد. از مهم‌ترین شرکت‌های تملک شده توسط تسلا، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • «DeepScale»
  • «SolarCity»
  • «Riviera Tool»
  • «Maxwell Technologies»
  • «Grohmann Engineering»

 

ایلان ماسک؛ مردی برای آینده

وی در آفریقای جنوبی متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در آنجا سپری نمود. خودش می‌گوید که از دوران کودکی، علاقه شدیدی به کامپیوتر داشت و در دوره نوجوانی، برنامه‌نویسی را شروع کرد. پس از مهاجرت به کانادا، دوران کالج را در این کشور سپری کرد و سپس برای ادامه تحصیل، به دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا رفت.

ایلان ماسک را می‌توان یکی از کارآفرینان موفقی دانست که تحصیل در دانشگاه را نیمه‌کاره رها نمود، تا کسب‌وکاری بزرگ و منحصربه‌فرد را بنیان گذارد. وی در سال ۱۹۹۵ میلادی، دوره دکتری فیزیک کاربردی را در دانشگاه استنفورد آغاز کرد و البته خیلی زود انصراف داد، تا شرکت خود را تأسیس نماید. نام این شرکت، «Zip2» بود که تنها سه سال بعد، ۳۰۰ میلیون دلار فروخته شد و سرمایه ۲۲ میلیون دلاری برای ایلان ماسک به جای گذاشت. ماسک در ادامه، «X.com» را به‌عنوان نوعی بانکداری آنلاین راه‌اندازی کرد که بعداً به «PayPal» تغییر نام داد. این فعالیت کارآفرینانه هم بسیار موفق بود و در سال ۲۰۰۲ میلادی، «eBay» شرکت را به ازای ۱/۵ میلیارد دلار خریداری نمود.

یکی دیگر از علاقه‌مندی‌های ایلان ماسک، فضا است. از همین رو، اسپیس ایکس (SpaceX) که یک برنامه خصوصی هوافضا است را تأسیس نمود. این شرکت نسبتاً جوان که احتمالاً در سال‌های آتی، حرف‌های بسیاری از آن خواهیم شنید، یک فضاپیمای تجاری را در سال ۲۰۰۹ به فضا پرتاب کرد.

در دهه ابتدایی قرن بیست و یکم، ایلان ماسک، هم‌زمان درگیر تسلا، اسپیس ایکس و البته هایپرلوپ (Hyperloop) به‌عنوان یک سیستم حمل‌ونقل بسیار سریع بود. بسیاری از اطرافیان ماسک، متفق‌القول بر این نکته اشاره دارند که وی همواره به دنبال ایده‌های جدید و بزرگ بوده و هیچ‌وقت از تلاش برای تجاری‌سازی آن‌ها نمی‌ترسد. خودش در این زمینه می‌گوید: «اگر چند صد سال به عقب بازگردید، آنچه امروز بدیهی می‌دانیم، همچون یک جادو خواهد بود. توانایی صحبت کردن با مردم از فواصل دور، انتقال تصاویر، پرواز، دسترسی به بزرگ داده‌ها، این‌ها چیزهایی هستند که چند صدسال پیش، جادو به حساب می‌آمدند».

به نظر می‌رسد که حتی عدم پذیرش بسیاری از ایده‌ها توسط مردم، ماسک را به عقب پس نمی‌زند. وی در این خصوص می‌گوید: «هنگامی که هنری فورد، اتومبیل‌های ارزان و قابل‌اعتمادی ساخت، همه گفتند: نه، مگر اسب چه مشکلی دارد؟ این یک شرط‌بندی بزرگ بود که وی انجام داد و جواب گرفت». شاید فاکتور اصلی موفقیت ماسک، همین موضوع باشد. وی که هر از گاهی با یک نطق اعجاب‌آور، شور و شوق فوق‌العاده‌ای را در میان خبرگزاری‌ها، فناوران و سیاست‌گذاران به پا می‌کند، در آوریل ۲۰۱۹ میلادی، مدعی شد که به زودی خودروهای الکتریکی تولیدی این شرکت، قادر به طی مسافتی یک میلیون مایلی (تقریباً دو برابر طول عمر فعلی باتری‌ها) خواهند بود. در آن زمان، بسیاری به حرف‌های ماسک خندیدند و اندکی پس از این ادعای عجیب‌وغریب، مقاله‌ای از سوی محققین یک دانشگاه کانادایی انتشار یافت که این موضوع را تأیید می‌کرد. جالب‌تر این‌که تسلا، حفاظت از این ایده نوآورانه را فراموش نکرده و ضمن انعقاد یک توافقنامه انحصاری با نویسندگان مقاله مذکور، پتنتی با همین مضمون نیز به ثبت رسانیده است.

یک مثال دیگر از شجاعت ماسک و عدم تأثیرپذیری محیط پیرامون بر روی ایده‌های بلندپروازانه‌اش، داستان راه‌اندازی اسپیس ایکس است. در خلال تکمیل فرآیندهای فروش «PayPal»، یک ایده عجیب و غریب دیگر به ذهن ماسک خطور کرد: «یک گلخانه کوچک آزمایشگاهی که می‌توانست بر روی مریخ مستقر شود». وی نامش را «Mars Oasis» گذاشت و امیدوار بود که توجه سرمایه‌گذاران را جلب کند. وی در نخستین گام، به مسکو سفر کرد تا با خریداری موشک‌های بالستیک بین قاره‌ای «ICBMs»، مقدمات لازم را فراهم آورد. موشک‌ها بسیار گران بود و ماسک نتوانست موفقیتی پیدا کند. در سال ۲۰۰۲ و در حالی که مذاکرات به‌طور کامل شکست خورده بود، ماسک در راه بازگشت از مسکو، تصمیم گرفت شرکتی برای ساخت موشک‌های مقرون‌به‌صرفه تأسیس کند. این تصمیم، منجر به راه‌اندازی اسپیس ایکس با سرمایه اولیه ۱۰۰ میلیون دلاری شد!

ماسک معتقد است که اگر چیزی به اندازه کافی مهم باشد، حتی اگر شانس علیه شما است، باید آن را انجام دهید. وی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید: «شکست یک گزینه است؛ اگر در کارتان با شکست مواجه نمی‌شوید، شما به اندازه کافی نوآور نیستید». بیش از دو دهه تلاش‌های فناورانه و موفقیت‌های قابل‌ملاحظه، گواهی بر این دیدگاه‌های متمایز ایلان ماسک است. از آخرین سرمایه‌گذاری‌های کارآفرینانه وی، می‌توان به «OpenAl» (شرکت توسعه هوش مصنوعی به نفع بشریت) و «Nueralink» (یک استارت‌آپ فناوری‌های عصبی که در تلاش برای ادغام مغز انسان با فناوری هوش مصنوعی دارد) اشاره نمود؛ موضوعاتی بسیار مدرن و گاهاً جلوتر از دانش بشری که شاید در وهله اول، احمقانه و دور از ذهن برسند، اما تجربه نشان داده که ماسک از هیچ چیز (حتی شکست‌های پی‌درپی) نترسیده و فقط به خود ایده و تجاری‌سازی آن فکر می‌کند.