۹ گام کلیدی برای زندگی بخشیدن به اختراع

۹ گام کلیدی برای زندگی بخشیدن به اختراع
۰۶ خرداد ۱۳۹۹
(5)

تصور کنید که پس از یک روز کاری شلوغ و خسته‌کننده، در ترافیک پنج عصر گیر کرده‌اید؛ ناگهان ایده‌ای به ذهن شما خطور می‌کند و در افکارتان غوطه‌ور می‌شوید؛ تا این‌که خودروی عقبی شما، با یک بوق ممتد و سرسام‌آور، شما را به دنیای واقعیت بر می‌گرداند. چند روز می‌گذرد و شما تنها به آن موضوع فکر می‌کنید. باور دارید که ایده شما تحول‌آفرین است و می‌خواهید آن را به دنیا نشان دهید. از خود می‌پرسید که از کجا شروع کنم؟ در این مقاله، فرآیند زندگی بخشیدن به یک محصول نوآورانه را در یک چهارچوب گام‌به‌گام و ۹ مرحله‌ای مرور می‌کنیم.

مقدمه

تصور کنید که پس از یک روز کاری شلوغ و خسته‌کننده، در ترافیک پنج عصر گیر کرده‌اید؛ ناگهان ایده‌ای به ذهن شما خطور می‌کند، زمان و مکان را فراموش می‌کنید و در افکارتان غوطه‌ور می‌شوید؛ تا این‌که خودروی عقبی شما، با یک بوق ممتد و سرسام‌آور، شما را به دنیای واقعیت بر می‌گرداند. چند روز می‌گذرد و شما تنها به آن موضوع فکر می‌کنید. باور دارید که ایده شما تحول‌آفرین است و می‌خواهید آن را به دنیا نشان دهید. از خود می‌پرسید که از کجا شروع کنم؟

بسیاری از ما با چنین لحظاتی روبرو شده‌ایم. خیلی‌هایمان حتی بیش از یکی دو دفعه چنین واقعه‌ای را تجربه کرده‌ایم. اما از آنجاکه نمی‌دانیم واقعاً چقدر ایده ما عملیاتی و یا مخاطب‌پسند است، آن را پس از چند روز درگیری ذهنی رها می‌کنیم. شاید خیلی هم طول نکشد که محصول یا خدمتی مبتنی بر یکی از ایده‌های سابقمان را در بازار ببینیم و حسرت آن روزهایی را بخوریم که ای کاش، پیش از این‌که دیر شده بود، اقدامات لازم را انجام داده بودیم. اینجا است که ضرب‌المثل "ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است"، دو روی مختلف سکه را به ما نشان می‌دهد. از یک طرف، ایده قبلی از دست رفته و ماهی شما، به دلیل عدم رسیدگی کافی، جانی برایش باقی نمانده است؛ به قولی، برای شما این رخداد حاصل شده که "ماهی را هر وقت از آب بگیری می‌میرد. اما طرف دیگر سکه، این است که اگر ذهنتان آمادگی لازم را داشته باشد، دیری نمی‌پاید که با یک ایده جدید روبرو می‌شوید و این بار نباید لحظه‌ای برای توجه کافی به آن درنگ نموده و ماهی تازه را از دست بدهید.

با همه امیدی که باید داشت، اما این نکته را هم باید آویزه گوش نمود که در نقطه کنونی، صرفاً یک ایده داریم و این یعنی نقطه آغاز؛ پس مسیری طولانی در انتظار است!

در این مقاله، فرآیند زندگی بخشیدن به یک محصول نوآورانه را در یک چهارچوب گام‌به‌گام و ۹ مرحله‌ای مرور می‌کنیم.

 

۱. خود را در مسیر جدی یادگیری قرار دهید!

تنها زمانی یک ایده فوق‌العاده ارزش خواهد داشت که بر روی کاغذ آمده و مستند شود. به‌طور مشابه، چیزی که متمایزکننده یک ایده فوق‌العاده از یک محصول فوق‌العاده است، اجرای ایده است. دقت داشته باشید که هر کسی می‌تواند ایده داشته باشد، اما همه نمی‌توانند آن ایده را به کسب‌وکار تبدیل کنند. به عبارت بهتر، ایده جزئی کوچک از یک فرآیند کلی‌تر است. در این مسیر طولانی، خودآموزی و یادگیری در مورد چگونگی کسب سود از یک ایده اولیه و تبدیل آن به یک کسب‌وکار واقعی، امری بسیار ضروری است. در واقع، بدون این‌که بدانید چگونه اختراع خود را به یک کسب‌وکار پایدار تبدیل کنید، نمی‌توانید موفق باشید.

یکی از روش‌های یادگیری این مفاهیم، مطالعه کتب و گوش دادن به پادکست‌های مرتبط است. مضامین فوق‌العاده‌ای که در ابتدای کار می‌توانند به شما کمک کنند، عبارتند از:

  • سود بردن از سرمایه فکری: استخراج ارزش از نوآوری؛
  • چگونگی تجاری‌سازی اختراع (با راهنمایی مخترعان و دارندگان حقوق مالکیت فکری)؛
  • استارت‌آپ ناب؛
  • کارآفرینی استارت‌آپی.

همچنین می‌توان از پادکست‌های ارزشمندی کمک گرفت که توسط مخترعین، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار ارائه شده و به تجارب آن‌ها در تجاری‌سازی ایده‌ها می‌پردازد. این ابزارها، شما را از ۹۹ درصد افرادی که صرفاً صاحب یک ایده هستند، متمایز می‌کند: «شما بخشی از ۱ درصد افرادی هستید که احتمالاً به ایده خود زندگی می‌بخشند».

 

۲. سازمان‌یافته و با برنامه حرکت کنید!

این نکته را به خاطر بسپارید که هرچه در مسیر ایده و توسعه و تجاری‌سازی آن پیش روید، پیگیری و ادامه مسیر پیشرفت دشوارتر می‌شود. در واقع، باید خود را به جای کوهنوردان حرفه‌ای بگذارید. زمانی که تصمیم به فتح قله‌ای همچون اورست را دارید، هرچه بالاتر می‌روید، شیب مسیر بیشتر شده، راه ناهموارتر بوده، اکسیژن کم‌تر شده، هوا با سرمای بیشتری روبرو گشته و در کنار همه این‌ها، شما هم با خستگی بیشتری روبرو شده‌اید. در این مسیر، اگرچه انرژی و ذوق و شوق رسیدن به قله شما را رها نمی‌کند، اما هرگونه انحراف، ممکن است شما را با یخچال‌های طبیعی و یا زمین‌های پرلغزش روبرو نموده و منجر به سقوط به دره و یا گم کردن مسیر و اتمام آذوقه و انرژی شما گردد. در این مسیر، همواره باید بدانید چه حرکت‌هایی انجام داده‌اید، چرا این کارها را کرده‌اید و حرکت بعدی چیست؟

تامارا مونوسوف (Tamara Monosof) که از مخترعین باتجربه و موفق محسوب می‌شود، توصیه می‌کند که همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود داشته باشید و هر آنچه وجود دارد را ثبت کنید. با ثبت کلیه افکار، ایده‌ها و گفتگوهای خود پیرامون اختراعتان، آن هم به صورت کاملاً زمانمند، هم روند اطلاعاتی خودتان را ذخیره نموده و از فراموشی حتی کوچک‌ترین اجزاء هم جلوگیری به عمل می‌آو‌رید و هم یک دیوار دفاعی در برابر سوءاستفاده‌های آتی و موارد نقض پتنت ایجاد می‌کنید.

دفترچه یادداشت یک مخترع، ابزاری فوق‌العاده بوده که وی را در مسیر حفظ نموده و به او کمک می‌کند که با انرژی بهینه، به سمت اهدافش پیش رود. شما باید اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدتی ایجاد کنید و معیارهایی برای خود تعیین نمایید که می‌خواهید برای کسب‌وکارتان به آن‌ها دست یابید. به یاد داشته باشید که اگرچه خلاقیت ذهنی نعمتی بس ارزشمند است، اما استفاده مدیریت نشده از این ویژگی، به آسانی می‌تواند شما را از هدف اولیه منحرف نموده و نوعی حرکات زیگزاگی و بی‌نتیجه را به دنبال داشته باشد.

 

۳. فردا برای تحقیقات بازار دیر است!

قبل از این‌که سراغ تولید و عرضه محصول بروید، یک مرحله ضروری و اغلب نادیده گرفته شده را فراموش نکنید: «تحقیق پیرامون بازار ایده». بسیاری از مخترعین، تعهدی عجیب نسبت به اختراعات و دستاوردهای جدید خود دارند و در این مسیر، باور دارند که همه اختراع آن‌ها را دوست خواهند داشت. همین ذهنیت متعصبانه که در بسیاری از موارد کاملاً اشتباه است، می‌تواند شکست کامل یک کسب‌وکار تازه‌کار را به دنبال داشته باشد.

بسیاری از مواقع، بازار ایده شما ممکن است آن چیزی که فکر می‌کردید، نباشد. نگاه به این موضوع، هم از جنبه منفی و هم مثبت امکان‌پذیر است. برای مثال، «مارک زاکربرگ» فکر می‌کرد که فیسبوک تنها برای دانشجویان مفید خواهد بود. نگاهی گذرا به مخاطبین امروزی فیسبوک، عمق اشتباه وی را نشان می‌دهد. در مقابل، ممکن است شما ارزش بازار ایده خود را بسیار بالاتر تخمین زده و در انتها، پس از ماه‌ها تلاش و امیدواری، با یک در بسته مواجه شوید!

در انجام تحقیقات بازار، کمی خلاقانه عمل کنید؛ به دنبال بازارهای دیگری باشید که ممکن است محصول شما در آن‌ها حرفی برای گفتن داشته باشد. دقت داشته باشید که تنها بر ابزارهای آنلاین برای تحقیقات بازار تکیه نکنید و با پیمایش‌های حضوری، برای به دست آوردن حداکثر اطلاعات ممکن، تلاش نمایید. از مفهوم استارت‌آپ ناب، به نحو احسن استفاده کنید. این مفهوم، شیرجه‌ای عمیق به اهمیت گردآوری بازخورد از مشتریان و مهم‌تر از آن، اهمیت پاسخگو بودن نسبت به بازخوردهای آن‌ها است. از همه این منابع برای جمع‌آوری دقیق‌ترین اطلاعات بازار استفاده کنید.

دقت کنید که اختراع شما باید چشم‌اندازی داشته باشد که هرگز تغییر نمی‌کند، اما در طول زمان، استراتژی شما تغییر یافته و به نوبه خود، محصول شما هم تغییر می‌کند. سعی کنید پرسشنامه‌ها و فرم‌های اخذ اطلاعات خود را برای حداکثر افراد ممکن بفرستید تا بررسی جامعی از بازار محصول دریافت کنید. در مورد محصولات مشابه هم، تحقیق کنید و رقبا را تجزیه‌وتحلیل نمایید. در این صورت، وقتی شما به بازار ورود می‌کنید، به یک متخصص در حوزه تخصصی خود تبدیل شده و کمتر با شرایط غیر قابل پیش‌بینی مواجه می‌شوید.

از مهم‌ترین سؤالاتی که باید در این مرحله به آن‌ها جواب دهید، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • مردم چه چیزهایی را در مورد محصولات مشابه دوست دارند و چه چیزهایی را دوست ندارند؟ چگونه می‌توانید از آن اطلاعات برای بهبود محصول خود استفاده کنید؟
  • اختراع شما چه مشکلی را حل می‌کند؟ مشتریان در حال حاضر برای رفع مشکل خود از چه چیزی استفاده می‌کنند؟

درک سؤالات مشابه که شامل چه کسی، چرا و چگونه است و پاسخ مناسب برای آن‌ها، شما را به یک مسیر متمرکزتر هدایت می‌کند. اگرچه این کار زمان‌بر است، اما در درازمدت ارزشش را خواهد داشت.

 

۴. اگر خواهان موفقیت هستید، نسبت به ثبت به موقع اختراع شک نکنید!

بسیاری از افرادی که دستی بر آتش ابداع و عرضه محصولات و خدمات جدید دارند، فکر می‌کنند که ثبت پتنت بایستی در اولین گام‌ها انجام گیرد. برخی هم بر این باور نیستند و ترجیح می‌دهند اولویت‌های مالی و انرژی خود را صرف چیزهای دیگری کنند که به نظرشان از درجه اهمیت بالاتری برخوردارند. این در حالی است که ثبت اختراع بسیار اهمیت دارد و از آن مهم‌تر، به موقع ثبت کردن اختراع است که از اهمیت قابل توجهی برخوردار می‌باشد. ثبت زودهنگام و یا دیرهنگام یک اختراع، می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی را برای یک فرد محقق و یا یک شرکت نوپا به دنبال داشته باشد. برخی با اقدامات زودهنگام خود، بیشتر وقت و سرمایه خود را صرف اخذ پتنت‌هایی می‌کنند که شاید هیچ‌وقت به هیچ‌جایی نمی‌رسند. برخی دیگر هم، با ثبت نکردن اختراع خود، به راحتی راه را برای رقبا باز گذاشته و نتایج هزینه‌های قابل توجه تحقیق‌وتوسعه خود را به صورت مجانی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند.

در مسیر ثبت اختراع، بایستی این نکته را در نظر داشت که برای برخی از محصولات، نمی‌توان پتنت دریافت نمود و به همین دلیل، بایستی راه‌های دیگر حفاظت از دارایی‌های فکری مانند کپی‌رایت را در دستور کار قرار داد. از طرف دیگر، ممکن است با جستجوی پتنت، به این نتیجه برسید که پیش از شما، پتنت دیگری در این حوزه به ثبت رسیده و عملاً شما اختیار عملی برای توسعه و تجاری‌سازی ایده ندارید و بایستی به دنبال تغییر ایده به نحوی باشید که به نقض پتنت مذکور نینجامد.

به پایگاه‌های اطلاعاتی پتنت، اعم از «گوگل پتنت»، «USPTO» و «PatentScope» سری بزنید تا پتنت‌های مشابه ایده خود را شناسایی کنید. شاید سر زدن به این پایگاه‌های داده و رصد اختراعات مشابه، ایده‌هایی فوق‌العاده را در پیش روی شما قرار دهد که ارزش افزوده ایده شما را تا چندین برابر افزایش دهد. بعلاوه لازم است که کمی در خصوص قوانین و نکات مهم ثبت اختراع، اطلاعات کسب کنید. به عنوان مثال، لازم است بدانید که یک درخواست پتنت موقت در آمریکا و یا استفاده از پیمان همکاری ثبت اختراع (PCT)، یک جایگزین فوق‌العاده است که زمان لازم برای بررسی‌های بیشتر را در اختیار شما می‌گذارد.

البته مواردی همچون ثبت یک علامت تجاری را هم فراموش نکنید. ثبت علائم تجاری، می‌تواند به شما در حفاظت از دارایی‌های فکریتان کمک نموده و برند شما و محصولاتتان را تقویت نماید. هدف این است که مشتری شما وقتی به محصولی فکر می‌کند، به یاد شرکت شما بیفتد.

 

۵. یک نمونه اولیه از اختراعتان را توسعه دهید.

اکنون به سراغ هیجان‌انگیزترین مرحله، یعنی توسعه یک نمونه اولیه می‌رویم. اگر محصول خود را می‌توانید به آسانی در خانه یا پارکینگ نمونه‌سازی کنید، به دنبال آن بروید. در غیر این صورت، زمان آن رسیده که یک کارخانه یا کارگاه تولیدی پیدا کرده که بتواند به شما در تولید نمونه اولیه کمک نماید.

اگر پیش از آنکه با تولیدکنندگان و یا مشتریان بالقوه هم‌صحبت شوید، یک نمونه اولیه در دستتان داشته باشید، شما یک برگ برنده خواهید داشت. نه فقط از این جهت که چیزی برای نشان دادن به آن‌ها دارید، بلکه اول چیزی برای نشان دادن به خودتان دارید. چیزی که به شما کمک می‌کند که بیشتر فکر کنید که آیا این دقیقاً همان ایده‌ای است که قصد توسعه آن را داشتید؟ آیا این همان محصول مفیدی است که دیگران خواهان آن هستند؟ در واقع، داشتن یک نمونه اولیه، به شما کمک می‌کند تا ایده‌های روشنی برای رویارویی با یک تولیدکننده بالقوه محصول یا سرمایه‌گذار داشته باشید. همچنین، نمونه اولیه به شما کمک می‌کند تا تحقیقات لازم را انجام داده و از فناوری‌های جدیدی کمک بگیرید که می‌توانند اختراع شما را به شکل قابل توجهی بهبود بخشند. شما نیاز دارید که دید خود را گسترده‌تر کنید و حتی در استفاده از مواد اولیه، به دنبال مصالح جدیدی باشید که هزینه و کارایی محصول شما را بهبود می‌بخشند و این‌ها تنها پس از آن حاصل می‌شوند که یک نمونه اولیه ساخته باشید.

نمونه اولیه تولید شده، فارغ از این‌که در خانه تولید شود یا با کمک گرفتن از یک تولیدکننده حرفه‌ای به نتیجه برسد، کارایی ایده را مورد آزمایش قرار می‌دهد. نمونه اولیه، به شما کمک می‌کند تا آشکارا هدف اختراع خود را توصیف نموده و خود را برای مراحل بعدی راستی‌آزمایی تجاری آماده کنید.

 

۶. بدون طرح کسب‌وکار، قدم از قدم بر ندارید!

در حالی که منتظر دریافت نمونه اولیه خود از شرکت تولیدی هستید یا در خلال آماده‌سازی نمونه اولیه در خانه می‌باشید، تهیه پیش‌نویس یک طرح کسب‌وکار را هم شروع کنید. به خاطر داشته باشید که ایده تنها بخش کوچکی از زندگی بخشیدن به محصول است. جنبه تجاری (در صورتی‌که می‌خواهید به سود برسید)، بسیار مهم است. یک طرح تجاری، اساساً یک توصیف مکتوب از آینده کسب‌وکار شما است.

در طرح کسب‌وکار خود، مواردی همچون مفهوم اولیه، استراتژی اجرا و توسعه، تحلیل بازار، تحلیل رقبا و اعتبار خود (صاحب ایده و بنیان‌گذار) و تیم همکار را بگنجانید. حتی اگر به دنبال سرمایه‌گذار نیستید، ایجاد یک طرح کسب‌وکار واقع‌بینانه، به شما این امکان را می‌دهد تا افکار خود را سازمان‌دهی کنید و برای مراحل بعدی برنامه‌ریزی نمایید. مهم است که بدانید در آینده چه می‌خواهید، زیرا این کار مستقیماً تعیین می‌کند که اکنون چه کاری باید انجام دهید.

هر کاری که برای کسب‌وکارتان انجام می‌دهید، باید معطوف بر حصول اهدافتان باشد. ایجاد یک طرح تجاری، به شما کمک می‌کند که متوجه شوید آن هدف چیست و برای حصول آن، به چه چیزهایی نیاز دارید. البته در کنار طرح کسب‌وکار، روی یک ارائه آسانسوری هم کار کنید (منظور از ارائه آسانسوری، توضیح مختصر و سریع ایده یا اهداف به مخاطب است). در هنگام شبکه‌سازی و توضیح ایده، این‌که بتوانید اهدافتان را به صورت مختصر و سریع معرفی کنید، اهمیت بسیار زیادی دارد.

 

۷. از ارتباط گرفتن با سایر کارآفرینان و مخترعین واهمه نداشته باشید!

یک نقل‌قول مشهور از رابرت کیوساکی (نویسنده کتاب پدر پولدار، پدر فقیر) هست که می‌گوید: «اگر می‌خواهید به جایی برسید، بهترین کار این است که فردی را پیدا کنید که قبلاً آنجا بوده است». دریافت بازخورد از کارآفرینان باتجربه، به شما در اصلاح و بهبود ایده‌ها کمک می‌کند.

از در میان گذاشتن ایده خود ابایی نداشته باشید. همان‌طور که مکرراً گفتیم، ایده تنها یک جزء کوچک از مسیر تجاری‌سازی و کارآفرینی است. اجرای یک ایده و تبدیل آن به یک کسب‌وکار، به نوع خاصی از افراد (تیم‌سازی) نیاز دارد. اشتیاق شما برای اختراع، چیزی است که شما را متمایز می‌کند و البته با کمک دیگران، می‌توانید موفقیت را در دست گیرید.

از رویدادهای کارآفرینی محلی و شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه لینکدین، برای ایجاد یک شبکه قوی و گسترده کمک بگیرید. دقت کنید که کارآفرینی یک سبک زندگی است و شما باید آن را با آغوش باز بپذیرید. صحبت با مخترعین دیگر، ایده‌های جدیدی را در ذهن شما می‌آفریند. به کمک این کار، می‌تواند توصیه‌های کاربردی و ارزشمندی را که در اغلب کتاب‌ها و مقالات یافت نمی‌شود، از آن‌ها دریافت نمایید.

 

۸. وقت آن رسیده که سازگاری محصول و بازار را تست کنید!

وقتی نمونه اولیه خود را آماده کردید، آن را در اختیار افراد زیادی قرار دهید و در خصوص مجموعه اطلاعات متنوعی، از جمله قیمت، جذابیت بسته‌بندی و عملکرد محصول، از آن‌ها نظرخواهی کنید. با به چالش کشیدن اختراع خود از طریق مشتریان واقعی، می‌توانید محصولتان را اصلاح نموده و به یک محصول مدنظر آن‌ها دست یابید. بسیاری از اوقات، چیزی که برای شما آشکار به نظر می‌رسد، ممکن است برای یک مشتری گیج‌کننده باشد. ممکن است فکر کنید که قیمت با بازار کنونی انطباق دارد، اما بعد متوجه می‌شوید که مشتریان برای کسب راحتی و آرامش مورد نظرشان، مایلند پول بیشتری پرداخت کنند.

دقت کنید که وقتی محصول خود را عرضه می‌کنید، نیاز نیست تمام‌عیار و کامل باشد. با این حال، می‌خواهید راستی‌آزمایی انجام دهید تا مطمئن شوید که اجزای اصلی محصول شما برجسته و مطابق میل مشتریان هستند. کل بازخوردها را دریافت کنید و مطابق با آن‌ها، اصلاحات لازم را انجام دهید. ممکن است نیاز به ارائه یک نمونه پیش‌تولید جدید داشته باشید که بهبود یافته نمونه قبلی است. وقتی مطمئن شدید که یک محصول مطلوب ساخته‌اید که برای بازار هدف شما مناسب است، زمان تولید انبوه فرا می‌رسد.

 

۹. زمان مناسب برای تولید انبوه فرا رسیده است!

اکنون‌که کل مراحل را برای تبدیل ایده به یک کسب‌وکار جدید و پایدار طی کرده‌اید، می‌توانید تولید محصول خود را شروع کنید. اگرچه مسیری سخت و دشوار و پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشته‌اید، اما بدانید که الان وقت درو رسیده است. بهره‌برداری نهایی از چیزی که مدت‌ها برای آن وقت گذاشتید، با تولید انبوهی که سیستماتیک و مبتنی بر تفکر رخ داده است، یک موفقیت مهم را برای شما به ارمغان می‌آورد. موفقیتی که تنها منوط به درآمد حاصل شده نبوده و شاید مهمترین بخش آن، اثبات این موضوع است که به همه بگویید "من می‌توانم." حس خوب موفقیت، همان چیزی است که تمام خستگی شکست‌ها و ناامیدی‌های گذشته را از تن شما به در می‌کند.

شاید پس از این حس خوب، باز هم بخواهید در پشت یک چراغ قرمز دیگر، ایده جدیدی را خلق نموده و باز هم لازم باشد که همه این ۹ گام را برای آن ایده هم تکرار کنید.