تاریخچه روش‌های احراز هویت بر پایه علم بیومتریک

تاریخچه روش‌های احراز هویت بر پایه علم بیومتریک
۱۳ خرداد ۱۳۹۹
(5)

سیستم‌های خودکار احراز هویت بیومتریک، تنها در چند دهه اخیر و به لطف پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه پردازش کامپیوتری در دسترس قرار گرفته‌اند. با این حال، بسیاری از این سیستم‌ها، مبتنی بر ایده‌هایی توسعه یافته‌اند که در اصل، صدها و حتی هزاران سال پیش، به ذهن انسان خطور یافته است. در این نوشتار، مروری اجمالی بر مهم‌ترین اختراعات و پیشرفت‌های فناورانه بشر در حوزه تشخیص بیومتریک خواهیم داشت.

مقدمه

اصطلاح بیومتریک (Biometrics)، از واژگان یونانی «بیو» (زندگی) و «متریک» (سنجش) گرفته شده است. سیستم‌های خودکار احراز هویت بیومتریک، تنها در چند دهه اخیر و به لطف پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه پردازش کامپیوتری در دسترس قرار گرفته‌اند. با این حال، بسیاری از این سیستم‌ها، مبتنی بر ایده‌هایی توسعه یافته‌اند که در اصل، صدها و حتی هزاران سال پیش، به ذهن انسان خطور یافته است.

یکی از قدیمی‌ترین و ابتدایی‌ترین مثال‌ها در این زمینه، تشخیص انسان‌ها از طریق چهره است. از زمان شروع تمدن، انسان‌ها برای شناسایی افراد، از چهره آن‌ها استفاده می‌کردند. با افزایش جمعیت و سهولت سفر بین مناطق مختلف، شناسایی افراد نسبت به جوامعی که زمانی کوچک و قابل‌شناسایی بودند، با دشواری‌هایی همراه شد. همین مسئله، باعث پیشرفت‌های قابل توجه در طول تاریخ شده که در حال حاضر، در قالب فناوری‌های پیشرفته تشخیص چهره، نوع بیان و حتی طرز راه رفتن، وجود داشته و در طیف وسیعی از کاربردهای صنعتی، تجاری و نظامی، بکار گرفته می‌شود.

در این نوشتار، مروری اجمالی بر مهم‌ترین اختراعات و پیشرفت‌های فناورانه بشر در حوزه تشخیص بیومتریک خواهیم داشت.

 

اثر انگشت؛ نمادی از تشخیص بیومتریک در دوران قدیم

علاوه بر تشخیص چهره به‌عنوان یک نماد ساده از روش‌های شناسایی افراد، ویژگی‌های دیگری نیز در سرتاسر تاریخ تمدن وجود داشته که به‌عنوان ابزارهای رسمی تشخیصی، مورد استفاده قرار گرفته‌اند. یکی از این ابزارها، اثر انگشت است که از دیرباز، توجه انسان‌های خلاق و خوش‌فکر را به خود جلب نموده است. در این خصوص، می‌توان به نمونه‌های تاریخی جالبی اشاره نمود:

  • در کنار نقاشی‌های موجود در دیوارهای غاری با قدمت حداقل ۳۱.۰۰۰ ساله، جای دست‌هایی وجود داشته که به نظر حکم امضای صاحب اثر را دارا می‌باشد.
  • شواهدی وجود دارد که ، ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نیز، اثر انگشت به‌عنوان یک نشانه شناسایی منحصربه‌فرد، مورد استفاده قرار می‌گرفته است. تراکنش‌های تجاری بابلی‌ها که در صفحاتی از جنس خاک رس ثبت می‌شده، شامل اثر انگشت بوده است.
  • ژائو باروس (Joao de Barros)، نویسنده اسپانیایی، در خاطرات خود نوشته که بازرگانان چینی اولیه، برای عقد قراردادهای تجاری خود، از اثر انگشت استفاده می‌کردند. والدین چینی نیز، از اثر انگشت و اثر پا، برای تمایز فرزندان از یکدیگر استفاده می‌کردند.
  • در مصر باستان برای ایجاد تمایز بین تاجران قدیمی مشهور و مورد اعتماد با و تاجران تازه‌کار و جدیدالورود، مجموعه‌ای از نشانه‌های توصیفی فیزیکی وجود داشته است.
  • کتاب فارسی جامع‌التواریخ که در قرن ۱۴ میلادی نوشته شده است، اظهار نظراتی در خصوص فعالیت شناسایی افراد با توجه به اثر انگشت آن‌ها، وجود دارد.
  • در حالی که سال‌های ۱۶۸۴ تا ۱۶۸۶ میلادی، مصادف با انتشار مقالات پی‌درپی در مورد شیارهای انگشت و نحوه جایگیری آن‌ها در افراد مختلف بود، با این وجود برای نخستین بار در سال ۱۷۷۸ میلادی، یک پزشک آلمانی به نام مایر (J. C. A. Mayer)، اعلام کرد که اثر انگشت افراد مختلف، منحصربه‌فرد است.

گفتنی است که از اواسط دهه اول قرن نوزدهم میلادی و با شدت گرفتن روند شهرنشینی به دلیل انقلاب صنعتی و دستیابی به فرایندهای پربازده‌تر کشاورزی، یک نیاز رسمی برای شناسایی افراد ایجاد شد. کشورها با جمعیت‌های بسیار زیاد و رو به رشدی مواجه شدند و دیگر نمی‌توانستند صرفاً به سوابق و دانش محلی موجود تکیه کنند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوران، نظام‌های قضایی و رویکرد جالب آن‌ها در مقابله با مجرمان بود. آن‌ها به دنبال این بودند که با مجرمانی که برای اولین بار مرتکب جرم می‌شدند برخورد نرم‌تری داشته و در مقابل، با مجرمانی که جرمی را تکرار کرده بودند، برخورد سخت‌تری داشته باشند. این مسئله، نیازمند یک سیستم رسمی بود که ویژگی‌های هویتی قابل‌سنجشی را برای مجرمان ثبت نماید.

 

ظهور سیستم‌های بیومتریک مدرن

سیستم‌های احراز هویت بیومتریک واقعی، در اواخر نیمه قرن بیستم و هم‌زمان با ظهور سیستم‌های کامپیوتری ظهور یافت. این حوزه نوپا، در دهه ۱۹۹۰ میلادی، شاهد انفجار فعالیت‌های نوآورانه بود که در ابتدای قرن بیست و یکم، با تجاری‌سازی بسیاری از این نوآوری‌ها همراه گردید. مهم‌ترین نقاط عطف مسیر توسعه و تکامل صنعت بیومتریک، عبارت است از:

۱۸۵۸ میلادی: برای اهداف شناسایی، اولین سیستم ضبط تصاویر از دست انسان معرفی گردید. سر ویلیام هرشل (William Herschel) که در یک دستگاه اداری هند مشغول به کار بود، اثر دست هر یک از کارگران را در پشت نسخه قرارداد آن‌ها ثبت می‌کرد تا کارکنان را از دیگر افرادی که زمان پرداخت مزد روزانه، ادعای کار کردن برای آن‌ها را داشتند، تشخیص دهد. این اقدام، نخستین ثبت نظام‌مند تصاویر دست و انگشت، برای شناسایی و تشخیص افراد محسوب می‌شود.

۱۸۸۳ میلادی: مارک تواین (Mark Twain)، نویسنده مشهور آمریکایی، در کتاب «زندگی بر روی می‌سی‌سی‌پی»، از اثر انگشت سخن به میان می‌آورد. وی در سال ۱۸۹۴ و در کتاب «تراژدی ویلسون»، دوباره به سراغ اثر انگشت می‌رود و از آن به‌عنوان راهی برای شناسایی یاد می‌کند. در این داستان، مردی در دادگاه به مقایسه اثر انگشت خود با افرادی که در صحنه جرم بودند، استناد کرده و این‌گونه خود را بی‌گناه معرفی می‌کند.

۱۸۷۰ میلادی: آلفونس برتیلون (Alphonse Bertillon)، یک سیستم آنتروپومتری را برای شناسایی افراد طراحی می‌کند. این سیستم که تحت عنوان سیستم «برتیلون» یا «برتیلوناژ» شناخته شد، روشی برای شناسایی افراد بر اساس اندازه‌گیری و ثبت دقیق مشخصه‌های فیزیکی بدن بود. مجرمان خطرناک و سابقه‌دار، اغلب در هنگام دستگیری از نام‌های مستعار متفاوتی استفاده می‌کردند و برتیلون متوجه شد که اگرچه آن‌ها می‌توانستند نام خود را تغییر دهند، اما نمی‌توانند عناصر مشخصی از بدن خود را تغییر دهند. در این روش، ابعاد مختلف بدن فرد اندازه‌گیری شده و بر روی کارت‌هایی نوشته می‌شد. این کارت‌ها، بر حسب قد، عرض شانه یا هر پارامتر ابعادی دیگری، قابل مرتب‌سازی بود. مقامات پلیس در سرتاسر دنیا، از سیستم ابداعی وی استفاده کردند، تا وقتی که سال‌ها بعد، مشخص شد که برخی از افراد، ممکن است ویژگیی‌های مشابهی از منظر ابعاد فیزیکی بدن خود داشته باشند.

۱۸۹۲ میلادی: فرانسیس گالتون (Francis Galton)، یک سیستم طبقه‌بندی برای اثر انگشت طراحی می‌کند. وی گزارش مفصلی از اثر انگشت همراه با جزئیات فراوان منتشر کرد که در آن، یک سیستم طبقه‌بندی هم برای اثر انگشت‌های ده‌گانه تشریح شده بود. ویژگی‌هایی (Minutiae) که گالتون برای شناسایی افراد استفاده کرد هنوز هم مورد استفاده قرار دارند و اغلب از آن‌ها تحت عنوان «جزئیات گالتون» نام برده می‌شود.

۱۸۹۶ میلادی: یک بازرس پلیس بنگال در هند، به نام ادوارد هنری (Edward Henry)، به دنبال روشی جدید و کارآمد برای شناسایی افراد و ترکیب آن با سیستم برتیلون بود. وی استفاده رسمی از اثر انگشت‌ها را بنیان نهاد و این فرآیند، در آمریکای جنوبی، آسیا و اروپا بکار گرفته شد. هنگامی‌که روش اثر انگشت متداول شد، یکی از کارمندان هنری به نام آزیزول هاکک (Azizul Haque)، روشی برای طبقه‌بندی و ذخیره‌سازی اطلاعات مرتبط با آن طراحی کرد که جستجو در بین اطلاعات و مدارک موجود را به شکل بهینه انجام می‌داد. هنری، بعدها اولین پرونده‌های اثر انگشت بریتانیا را در لندن ایجاد کرد و عملاً سیستم طبقه‌بندی هنری، به‌عنوان یک نمونه پیشرو و مترقی برای «FBI» و سایر سازمان‌های قضایی در زمینه جستجوی اثر انگشت مورد استفاده قرار گرفت.

۱۹۰۳ میلادی: زندان‌های ایالت نیویورک، استفاده از اثر انگشت را آغاز کردند. این فعالیت، در سیستم زندان نیویورک بکار گرفته شد و در ادامه، در سال ۱۹۰۴ میلادی، به سایر زندان‌ها تسری یافت. اوایل قرن بیستم، دفاتر شناسایی پلیس محلی، به استفاده از سیستم‌های اثر انگشت روی آوردند و همین تقاضای رو به رشد مقامات پلیس، در سال ۱۹۲۱ میلادی، منجر به تصویب قانونی در کنگره آمریکا، مبنی بر ایجاد بخش شناسایی در «FBI» شد.

۱۹۰۳ میلادی: سیستم برتیلون رو به زوال نهاد. دو مرد که بعدها مشخص شد دوقلوی همسان هستند، در آمریکا به اشتباه محکوم به زندان شدند. آن‌ها با استفاده از سیستم برتیلون، اندازه‌گیری‌های تقریباً مشابهی داشتند و همین موجب اشتباه شده بود. اگرچه اصالت این داستان، بعدها به چالش کشیده شد، اما برای این‌که اندازه‌گیری‌های برتیلون برای تمایز بین افراد کافی نیست، استدلال مناسبی بود.

۱۹۳۶ میلادی: یک متخصص چشم، به نام فرانک بورخ (Frank Burch)، مفهوم استفاده از الگوی عنبیه برای شناسایی افراد را مطرح نمود.

دهه ۱۹۶۰ میلادی: اولین سیستم تشخیص چهره، توسط وودرو بلدسو (Woodrow W. Bledsoe) و بنا به قراردادی با دولت آمریکا، توسعه یافت. این سیستم که عملاً اولین سیستم نیمه خودکار تشخیص چهره محسوب می‌شود، متکی به توانایی به دست آوردن نقاط مرجع و محاسبه فواصل و نسبت‌ها در مقایسه با آن نقاط مرجع بود.

۱۹۶۰ میلادی: اولین مدل از تشخیص گفتار آکوستیک ایجاد شد. یک استاد دانشگاه سوئدی، به نام گونار فانت (Gunnar Fant)، مدلی را معرفی نمود که اجزای فیزیولوژیکی تولید صدای آکوستیک را توصیف می‌کرد. یافته‌های او، بر اساس تحلیل آواهایی بود که به درک بهتر اجزای بیولوژیکی گفتار کمک می‌کرد.

۱۹۶۵ میلادی: اداره هوانوردی آمریکای شمالی، اولین سیستم تشخیص امضا را توسعه نمود.

۱۹۶۹ میلادی: «FBI»، به منظور ایجاد و توسعه یک فرآیند کاملاً خودکار برای تشخیص اثر انگشت، یک قرارداد همکاری با مؤسسه ملی استاندارد و فناوری ملی به امضا رسانید، تا چالش‌های پیش روی این هدف، شناسایی و رفع گردد.

دهه ۱۹۷۰ میلادی: مجموعه‌ای از محققین، اقدام به استفاده از ۲۱ نشانگر خاص، مانند رنگ مو و ضخامت لب، برای خودکارسازی عملیات تشخیص چهره نمودند.

۱۹۷۰ میلادی: مدل اولیه مبتنی بر سیستم‌های آکوستیک که در ۱۹۶۰ طراحی شده بود، توسط دکتر ژوزف پرکل (Joseph Perkell) توسعه یافت. مدل توسعه یافته، یک فهم کلی‌تر و با اطلاعات بیشتر، از پیچیدگی‌های رفتاری و اجزای بیولوژیکی یک گفتگو فراهم می‌کرد.

۱۹۷۴ میلادی: اولین سیستم‌های هندسی تشخیص دست، به صورت کاملاً تجاری در دسترس قرار گرفت. این دستگاه‌ها که احتمالاً  اولین دستگاه‌های بیومتریک تجاری پس از به‌کارگیری اولیه اثر انگشت در اواخر دهه ۱۹۶۰ بود، برای سه هدف اصلی بکار گرفته شد: ۱) کنترل دسترسی فیزیکی، ۲) زمان‌بندی و حضور و غیاب و ۳) شناسایی افراد.

۱۹۷۵ میلادی: «FBI» اقدام به تأمین مالی پروژه طراحی حسگرها و فناوری ذخیره‌سازی دیجیتالی جزئیات اثر انگشت نمود. پیشرفت‌های بعدی در حوزه تشخیص اثر انگشت و خودکارسازی آن، یک روند مستمر و صعودی را نشان می‌دهد که طی چند دهه، به فناوری‌های پیشرفته فعلی رسیده است.

۱۹۷۶ میلادی: اولین سیستم آزمایشی برای تشخیص صدای گوینده، توسط شرکت تگزاس اینسترومنت (Texas Instruments) طراحی شد و توسط نیروی هوایی آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.

۱۹۷۷ میلادی: شرکت وریپن (Veripen) موفق به اخذ گواهی ثبت اختراعی شد که با تحلیل اطلاعات مرتبط با فشار، امکان به دست آوردن ویژگی‌های دینامیکی امضای یک فرد را فراهم می‌کرد. طراحی این فناوری، منجر به آزمایش تشخیص خودکار دست‌نوشته‌ها، برای واحد سیستم‌های الکترونیکی نیروی هوایی آمریکا شد.

دهه ۱۹۸۰ میلادی: گروه «NIST Speech»، ذیل مؤسسه ملی استاندارد و فناوری آمریکا تأسیس گردید که وظیفه این بخش، مطالعه و ارتقاء استفاده از روش‌های پردازش گفتار بود و در سال‌های بعد، پیشرفت‌های مستمر این فناوری‌ها را در پی داشت.

۱۹۸۵ میلادی: مفهومی مطرح شد که هیچ دو عنبیه‌ای مشابه نیستند. این موضوع، یک ایده کارآمد برای شناسایی از طریق عنبیه چشم محسوب می‌شد. یک سال بعد، دکتر لئونارد فلوم (Leonard Flom) و آران سافیر (Aran Safir)، پتنتی با موضوع استفاده از عنبیه برای شناسایی افراد به ثبت رسانیدند.

۱۹۸۵ میلادی: ژوزف رایس (Joseph Rice)، موفق به اخذ گواهی ثبت اختراعی برای تشخیص الگوی عروقی بدن انسان شد. این فناوری، از الگوی عروق خونی زیرپوستی، برای تشخیص افراد استفاده می‌کند.

۱۹۸۸ میلادی: اولین سیستم تشخیص چهره نیمه‌خودکار بکار گرفته شد. در این سال، پلیس لس‌آنجلس، برای انجام جستجوی یک مظنون در پایگاه داده تصاویر چهره دیجیتالی، استفاده از ترسیم‌های ترکیبی (یا تصاویر ویدئویی) را آغاز نمود.

۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱ میلادی: روشی تحت عنوان «Eigenface» برای تشخیص چهره طراحی شد که تشخیص چهره را در زمان واقعی ممکن ساخت. این فناوری، عملاً تشخیص چهره خودکار را در زمان واقعی تحقق بخشید.

۱۹۹۲ میلادی: سازمان امنیت ملی آمریکا، شکل‌گیری کنسرسیوم بیومتریک را دنبال نموده و اولین جلسه خود را برگزار نمود. این کنسرسیوم، در ابتدا محدود به نهادهای دولتی بود و تعداد کمی از صنایع خصوصی و دانشگاهیان، به‌عنوان ناظر حضور داشتند. خیلی زود، اعضای این کنسرسیوم افزایش یافت و با انفجار فعالیت‌های بیومتریک در دهه اول قرن ۲۱، به رابط اصلی بین دانشگاه، دولت و شرکت‌های صنعتی تبدیل شد.

۱۹۹۴ میلادی: اولین الگوریتم تشخیص چهره در سیستم پتنت به ثبت رسید. این پتنت که مالک آن شرکت اییردیان تکنولوژی (Iridian Technologies) است، سنگ بنای اغلب محصولات تشخیص عنبیه تا به امروز محسوب می‌شود.

۱۹۹۴ میلادی: اولین سیستم مشهور شناسایی خودکار اثر انگشت مورد آزمایش قرار گرفت. این سیستم که توسط شرکت مجارستانی «RECOWARE» ارائه شده بود، از سوی متخصصین امنیتی آمریکایی الگوبرداری شد و سیستمی تحت عنوان «RECOderm» معرفی گردید.

۱۹۹۴ میلادی: سیستم «INSPASS»، برای شناسایی بیومتریک مسافرین در فرودگاه‌های منتخب آمریکا پیاده‌سازی شد. در این سیستم، مسافران یک کارت دریافت می‌کردند که با اطلاعات هندسه دست آن‌ها کدگذاری شده بود. به کمک این روش، دیگر نیازی به کنترل مسافرین توسط بازرسین وجود نداشت. در عوض، مسافرین کارت‌های کدگذاری شده و دست‌هایشان را در دستگاه بیومتریک گذاشته و به محض تائید هویت، می‌توانستند از درگاه عبور نمایند. این سیستم که روال قبلی احراز هویت متقاضیان ورود به خاک آمریکا را به شدت تسریع می‌کرد، تا سال ۲۰۰۴ میلادی مورد استفاده قرار گرفت.

۱۹۹۶ میلادی: استفاده از فناوری هندسه دست، در بازی‌های المپیک آتلانتا مورد استفاده قرار گرفت. این سیستم احراز هویت، برای کنترل و محافظت از دسترسی فیزیکی به دهکده المپیک بکار گرفته شد و به یک دستاورد بزرگ تبدیل شد؛ چراکه امکان ارزیابی ۶۵.۰۰۰ نفر را فراهم ساخت (شامل بیش از یک میلیون تراکنش در یک دوره ۲۸ روزه).

۱۹۹۹ میلادی: مطالعه بر روی سازگاری بیومتریک و اسناد قابل‌فهم توسط ماشین‌ها، آغاز شد. سازمان «ICAO»، این پروژه را با هدف تعیین سازگاری فناوری‌های بیومتریک موجود با فرآیندهای شناسایی صنعت حمل‌ونقل آغاز کرد. گفتنی است که در سال ۲۰۰۳ میلادی، این سازمان یک استاندارد جهانی برای ادغام اطلاعات شناسایی بیومتریک در پاسپورت‌ها و سایر اسناد سفرها معرفی نمود که برای ماشین‌ها قابل فهم باشند. بر این اساس، تشخیص چهره به‌عنوان یک پارامتر بیومتریک قابل‌اعمال، به شکل جهانی برای تائید هویت ماشینی انتخاب شد.

۲۰۰۴ میلادی: برنامه «US-VISIT» عملیاتی گردید. این برنامه، مبتنی بر فناوری تشخیص وضعیت بازدیدکننده و مهاجرین وارد شده به آمریکا است که سنگ بنای صدور ویزای «DHS» و استراتژی ورود و خروج از این کشور می‌باشد. استفاده از پیشرفت‌های بیومتریک، اعم از اثر انگشت‌های دیجیتالی، فناوری تشخیص چهره و ...، به متقاضیان ویزا و نهادهای مرتبط کمک می‌کند تا احراز هویت و انطباق فرد با ویزا را به سادگی انجام دهند.

۲۰۰۵ میلادی: با پایان یافتن اعتبار ۲۰ ساله پتنت مرتبط با مفهوم تشخیص عنبیه، این پتنت که بسیاری از مفاهیم اولیه و بنیادین مرتبط با تشخیص هویت از طریق عنبیه چشم را پوشش می‌داد، منقضی گردید. به دنبال این مسئله، فرصت‌های بازاریابی منحصربه‌فردی برای فعالان این صنعت فراهم گردید تا با طراحی الگوریتم‌های مشابه و عرضه آن‌ها به بازار، به درآمدزایی مناسبی برسند. البته پتنت دیگری هم در این حوزه وجود داشت که آن هم در سال ۲۰۱۱ منقضی گردید.

۲۰۰۸ میلادی: دولت آمریکا، هماهنگ‌سازی استفاده از پایگاه‌های داده بیومتریک را شروع نمود. الگوریتم‌های اندازه‌گیری کیفیت چهره، اثر انگشت و سنجش کیفیت عنبیه طراحی شده و اطلاعات کف دست نیز به آن‌ها افزوده شد.

۲۰۱۰ میلادی: سازمان امنیت ملی آمریکا، از سیستم‌های بیومتریک برای شناسایی تروریست‌ها استفاده نمود. سیستم یکپارچه داده‌های بیومتریک، از سوی نهادهای امنیتی آمریکا، برای انطباق هویت افراد بکار گرفته شد. برای مثال، یکی از اثر انگشت‌های موجود در شواهد گردآوری‌شده در محل حادثه 11 سپتامبر، با یکی از بازداشتی‌های زندان گوانتانامو انطباق داشت.

۲۰۱۱ میلادی: سیستم بیومتریک، برای شناسایی بدن اسامه بن لادن (رهبر القاعده) استفاده شد. در کنار تست «DNA»، سازمان سیا از فناوری‌های تشخیص هویت برای شناسایی بقایای اسامه بن لادن استفاده کرد.

۲۰۱۳ میلادی: شرکت مشهور اپل، اسکنر اثر انگشت را در گوشی‌های هوشمند آیفون بکار گرفت. «Touch ID»، یک ویژگی احراز هویت است که توسط شرکت اپل طراحی و عرضه شده و در گوشی‌های آیفون «5s» به این‌سو، در دسترس کاربران قرار دارد.

 

پس از سال ۲۰۱۳ نیز، تقریباً هفته‌ای نیست که در میان پتنت‌های منتشر شده یا تأیید شده توسط دفتر ثبت اختراع آمریکا یا سایر دفاتر معروف، مواردی در خصوص احراز هویت بیومتریک معرفی نگردد. از آن جمله، می‌توان به تلاش‌های اپل، سامسونگ، سونی و ...، در خصوص تعبیه سیستم‌های احراز هویت در تلفن‌های همراه هوشمند، ساعت هوشمند، خودرو، پلی‌استیشن و ... اشاره کرد.