اسکات فریبرگر؛ نمادی از یک کارآفرینی دانشگاهی

اسکات فریبرگر؛ نمادی از یک کارآفرینی دانشگاهی
۱۸ خرداد ۱۳۹۹
(0)

اسکات فریبرگر، استاد محیط‌زیست دانشگاه واترلو، با دانشی که نسبت به اکوسیستم‌های طبیعی و تعاملات بین آن‌ها به دست آورده بود، مجموعه‌ای تحت عنوان «AET» را راه‌اندازی نمود که خدمات گسترده‌ای در زمینه پسماند، اکولوژی، علوم ساخت‌وساز، انرژی و مدیریت تخصصی محیط‌زیست ارائه می‌کند. تأسیس و مدیریت این مجموعه از سوی فریبرگر، نمونه‌ای بارز از کارآفرینی دانشگاهی و حضور پررنگ اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها، در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار است. در این نوشتار، به روند تأسیس این شرکت و نقش فریبرگر و دانشگاه واترلو در موفقیت آن می‌پردازیم.

مقدمه

با نگاهی به هر اکوسیستم طبیعی، در می‌یابید که بسیاری از سیستم‌های کوچک‌تر، با یکدیگر در حال تعامل و همکاری نزدیک هستند. زندگی گیاهی، آب، حیوانات و حتی انسان‌ها، گرد هم می‌آیند تا یک محیط‌زیست طبیعی به شکلی که می‌بینید، ایجاد شود. این موضوع در سال ۱۹۹۷ میلادی، توجه اسکات فریبرگر (Scott Freiburger)، استاد محیط‌زیست دانشگاه واترلو را به خود جلب نمود. وی با دانشی که نسبت به اکوسیستم‌های طبیعی و تعاملات بین آن‌ها به دست آورده بود، مجموعه‌ای تحت عنوان «AET Group» را راه‌اندازی نمود که خدمات گسترده‌ای در زمینه پسماند، اکولوژی، علوم ساخت‌وساز، انرژی و مدیریت تخصصی محیط‌زیست ارائه می‌کند.

تأسیس و مدیریت این مجموعه از سوی فریبرگر، نمونه‌ای بارز از کارآفرینی دانشگاهی و حضور پررنگ اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها، در حوزه‌های مختلف کسب‌وکار بوده که نشان می‌دهد در محیط‌های آکادمیک فعلی، کارآفرینی و ثروت‌افزایی، به همان میزانی اهمیت دارد که آموزش و پژوهش به‌عنوان کارکردهای سنتی دانشگاه‌ها، مهم می‌باشند.

در این نوشتار، به روند تأسیس این شرکت و نقش فریبرگر و دانشگاه واترلو در موفقیت آن می‌پردازیم.

 

نگاهی به «AET Group»

«AET Group»، یک شرکت مشاور در حوزه محیط‌زیست است که در سال ۱۹۹۸ میلادی، با تمرکز بر خدمات پسماند و رفع مسئله ضایعات تأسیس گردید. طی دو دهه اخیر، این شرکت دامنه فعالیت‌های خود را گسترش داده و امروزه در ۱۲ حوزه اصلی، از جمله هوا، آب، انرژی، ممیزی و بازرسی، علوم ساختمانی، کسب مجوزها و الزامات، گازهای گلخانه‌ای، ضایعات، سیستم‌های مدیریتی، شرایط بحرانی سیل، کاهش آلایندگی‌ها و همچنین پایداری اقتصادی- اجتماعی- محیط‌زیستی کسب‌وکارها، به ارائه خدمات مشغول است.

یک نکته جالب پیرامون فعالیت‌های «AET»، تأکید بر بین‌المللی‌سازی فعالیت‌ها و شبکه‌سازی بسیار قوی با دیگر نهادهای فعال در حوزه محیط‌زیست و اکوسیستم‌های طبیعی است. دکتر فریبرگر، معتقد است که چالش‌های زیست‌محیطی، در همه مناطق، اعم از توسعه‌یافته، درحال‌توسعه و کمتر توسعه‌یافته وجود دارد و از همین رو، همکاری و تعامل نزدیک بین بازیگران، می‌تواند اثرگذاری اقدامات انجام گرفته را چند برابر نماید. این رویکرد، به خوبی در مراودات «AET» مشهود است؛ به‌طوری که دفاتر چهارگانه این شرکت در انتاریو، با مشتریانی از کانادا، آمریکا، آمریکای جنوبی، اروپا و حوزه دریای کارائیب در ارتباط بوده و خدماتشان را به آن‌ها ارائه می‌کنند.

اگر مهم‌ترین تغییر و تحولات «AET» را فهرست کنیم، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • ۱۹۹۸ میلادی: تأسیس شرکت با تمرکز بر مدیریت پسماندهای جامد و استفاده در صنعت ساخت‌وساز و صنایع «ICT»؛
  • ۲۰۰۱ میلادی: تغییر نام شرکت از «Associated Environmental Technologies» به «AET Consultants»؛
  • ۲۰۰۸ میلادی: ادغام با شرکت‌های «EcoService» و «Eco2 Systems» در سالروز جشن ده‌سالگی شرکت و شکل‌گیری «AET Group»؛
  • ۲۰۱۲ میلادی: تملک یک شرکت کانادایی به نام «Earthbound Environmental» که مشاور محیط‌زیست و متخصص در حوزه ارائه خدمات یکپارچه مدیریت پسماند است؛
  • ۲۰۱۵ میلادی: تملک شرکتی به نام «Kuzula Ltd» که متخصص در ارائه راهکارهای کاهش گازهای گلخانه‌ای است؛
  • ۲۰۱۹ میلادی: تملک شرکتی با نام «2cg Inc» که با تمرکز بر مدیریت پسماند و برنامه‌ریزی اقتصاد سبز، در حوزه ارائه مشاوره محیط‌زیستی در انگلیس فعال بود.

گفتنی است که «AET Group»، خود را متعهد به سبز بودن و هزینه‌کردن برای این هدف می‌داند و در همین راستا، در سال ۲۰۱۴ میلادی، با الهام از ایده‌های اسکات فریبرگر، طرح جالب «1% for Trees» را به اجرا در آورد. بر مبنای این طرح، «ATE» اقدام به کاشت درخت در جوامع محلی نموده، تا جهان را به مکانی سبزتر برای زندگی انسان بدل سازد. اولین گام از این طرح، کاشت ۱۰۰۰ درخت در بهار ۲۰۱۴ بود که هر یک، نماینده‌ای از سازمان‌هایی بودند که طی پانزده سال فعالیت شرکت، با آن‌ها همکاری‌هایی صورت گرفته بود.

 

اسکات فریبرگر؛ نمادی از کارآفرینی دانشگاهی

فضای کسب‌وکار فعلی، با دوران انقلاب صنعتی و روزهایی که تولید انبوه و اقتصاد مقیاس کلید پیروزی و موفقیت شرکت‌ها بود، کاملاً متفاوت شده است. در اقتصاد دانش‌بنیان امروز، این نوآوری و فناوری است که تفاوت‌ها را رقم می‌زند و از همین رو است که مفاهیمی همچون نوآوری باز، سیستم‌های مالکیت فکری، انتقال فناوری و استارت‌آپ‌های فناورانه، به واژگانی مصطلح و رایج تبدیل شده‌اند. اما تفاوت‌ها تنها به دنیای کسب‌وکار محدود نشده و سایر نهادهای دولتی و غیردولتی، به‌عنوان اعضای اکوسیستم‌های کارآفرینی و نوآوری، تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. از مهم‌ترین این تغییرات، می‌توان به ورود دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی به وادی کارآفرینی و نوآوری اشاره نمود. این پدیده تا جایی پیش رفته که امروزه دانشگاهی را می‌توان موفق نامید که در کنار آموزش و پژوهش، کارآفرینی و تولید ارزش‌افزوده را نیز در دستور کار خود قرار داده باشد. این پارادایم که اصطلاحاً دانشگاه‌های نسل سوم نامیده می‌شود، دانشجویان و محققین دانشگاهی را تشویق به راه‌اندازی کسب‌وکار و تعامل بیشتر با صنعت، جهت انجام تحقیقات کاربردی می‌کند.

در یک دانشگاه کارآفرین و نوآور، فضا برای به اجرا درآوردن ایده‌های نوآورانه کاملاً باز است. از سوی دیگر، به موازات استفاده از ابزار ثبت اختراع و صدور مجوز که می‌تواند درآمدزایی دانشگاه‌ها و صاحبان ایده از دارایی‌های فکری دانشگاهی را تضمین نماید، راهکار دومی هم به کار گرفته می‌شود: «شرکت‌های زایشی دانشگاهی».

تصور عموم از یک استاد دانشگاه، فردی کاملاً آکادمیک است که عمر خود را در کلاس درس یا آزمایشگاه گذرانده و تنها به دنبال توسعه و ترویج دانش است. شاید این تصور تا یک قرن پیش هم درست بود، اما امروزه کاملاً متفاوت شده است. اساتید، محققین و مخترعان دانشگاهی، در صورتی که علاقه‌مند به مباحث کارآفرینی و تجاری‌سازی فناوری باشند، می‌توانند اقدام به راه‌اندازی شرکتی جدید نموده و از خدمات دانشگاه و سایر نهادهای پشتیبان برای رشد و توسعه کسب‌وکارشان بهره‌مند شوند. به عبارت دیگر، به جای صدور مجوز و سپردن مسئولیت بهره‌برداری از فناوری به یک شرکت صنعتی، خود به این مسیر پای گذاشته و تلاش می‌کنند تا محصول یا خدمت خود را به بازار عرضه نمایند. اسکات فریبرگر، استاد دانشگاه واترلو هم از همین افراد است. فردی عاشق محیط‌زیست که از دانش خود برای راه‌اندازی و توسعه یک مجموعه تخصصی در این زمینه استفاده کرده است. «AET»، یک مثال خوب از استادی است که هم‌زمان به کسب‌وکار و کسب درآمد هم گوشه چشمی داشته و البته، در این مسیر بیشترین منافع به محیط‌زیست و جامعه تخصیص یافته است.

فریبرگر در خصوص رویکرد اتخاذ شده می‌گوید: « ما ریسکی را متحمل شدیم، اما چشم‌انداز و شور و شوقی که در وجودمان ایجاد شده بود، به رشد ما کمک کرد. از یک‌سو می‌دانستیم که تخصص و تبحر کافی برای عرضه خدمات کارآمد و موفقیت در این حوزه را داریم و از سوی دیگر، در سطح بین‌المللی، با مشکلات دیگری مانند فرهنگ، امنیت و قوانین بین‌المللی همراه بودیم که باید به آن‌ها می‌پرداختیم. این‌ها چیزهایی هستند که به دنبال آن هستیم و قصد داریم تا در گسترش کسب‌وکارمان، به آن‌ها اهمیت بیشتری بدهیم».

یکی از فاکتورهایی که به اعتقاد فریبرگر نقش مهمی در موفقیت آن‌ها داشته، تیم‌سازی خوب و کارآمد بوده است. با جذب افرادی که ارزش‌های محیط‌زیستی شرکت را فرا گرفته و آن‌ها را با دیگران به اشتراک می‌گذاشتند، «AET» به سمبلی از شرکت‌های دوستدار محیط‌زیست تبدیل شد. وی در این خصوص می‌گوید: «با کنار هم آوردن افرادی هم‌سو که مهارت‌های رهبری، چشم‌انداز و شور و اشتیاق را برای محیط‌زیست در سر دارند (اهداف تعریف شده برای شرکت)، توانستیم به موفقیت امروز دست یابیم».

 

دانشگاه واترلو و سیاست‌های مالکیت فکری

دانشگاه واترلو، در زمره دانشگاه‌هایی است که از دیرباز، برای صنایع و محققینی که دارای تفکر کارآفرینی می‌باشند، شناخته شده است. یکی از مهم‌ترین سیاست‌هایی که این دانشگاه برای تحریک و تشویق هر چه بیشتر مخترعین و کارآفرینان خود اتخاذ نموده، سیاستی تحت عنوان «Creator-Owned»، ذیل سیاست‌های مالکیت فکری است. بر اساس این سیاست، بخش اعظم مالکیت اختراعات و عواید ناشی از آن‌ها، به مخترعین دانشگاهی واگذار می‌گردد. در وب‌سایت این دانشگاه آمده است که این رویکرد، می‌تواند موتور محرکه تجاری‌سازی نوآوری‌های تحقیقاتی و کارآفرینانه‌ترین سیاست «IP» در آمریکای شمالی باشد.

واترلو، پذیرای این فلسفه است که فراهم آوردن انگیزه، از طریق اعطای مالکیت بر دارایی‌های فکری ایجاد شده، بهترین ابزار برای اطمینان از تجاری‌سازی تحقیقات، سود اقتصادی و منافع اجتماعی حاصل از تحقیقات دانشگاهی است. بر این اساس، دانشکده‌ها می‌بایست مشوق کارآفرینی و نوآوری بوده و فضایی مساعد را برای ورود اساتید و دانشجویان به کسب‌وکارها فراهم آورند. «AET Group»، را می‌توان نشانه به‌کارگیری سیاست مترقی دانشگاه واترلو دانست که توانسته این دانشگاه را به‌عنوان یک رهبر ملی در انتقال ایده‌ها و فناوری‌ها به بخش خصوصی معرفی کند.