زن کشاورزی که هنر سدسازی را به آمریکا اهدا نمود!

زن کشاورزی که هنر سدسازی را به آمریکا اهدا نمود!
۰۸ تیر ۱۳۹۹
(0)

در سال ۱۸۸۳ میلادی، «هریت استرانگ»، بیوه‌ای جوان و مادر چهار فرزند، خود را تنها مالک یک مزرعه واقع در کالیفرنیا و در آستانه ورشکستگی مالی می‌دید. برخلاف رویه مرسوم آن زمان که زنان معمولاً نقشی در کسب‌وکار و امورات مرتبط با آن نداشتند، خانم استرانگ پا پس نکشید و با اراده‌ای قوی برای یادگیری، مزرعه خود را نجات داد. ایده‌های جالب و خلاقانه وی، پتنت‌های متعددی را برایش به همراه داشت و حتی کار به جایی کشید که دفاعیه وی در برابر کنگره، نحوه مدیریت آب در غرب ایالات‌متحده را برای همیشه تغییر داد. این نوشتار، داستانی جالب از یک زن سخت‌کوش است که می‌تواند انگیزه‌ای دوچندان برای پا گذاشتن در عرصه کارآفرینی ایجاد نماید.

مقدمه

در سال ۱۸۸۳ میلادی، هریت ویلیامز راسل استرانگ (Harriet Williams Russell Strong)، بیوه‌ای جوان و مادر چهار فرزند، خود را تنها مالک یک مزرعه واقع در کالیفرنیا و در آستانه ورشکستگی مالی می‌دید. برخلاف رویه مرسوم آن زمان که زنان معمولاً نقشی در کسب‌وکار و امورات مرتبط با آن نداشتند، خانم استرانگ پا پس نکشید و با اراده‌ای قوی برای یادگیری، مزرعه خود را نجات داد. ایده‌های جالب و خلاقانه وی، پتنت‌های متعددی را برایش به همراه داشت و حتی کار به جایی کشید که دفاعیه وی در برابر کنگره، نحوه مدیریت آب در غرب ایالات‌متحده را برای همیشه تغییر داد.

خانم استرانگ را می‌توان نمونه‌ای از مخترعین و کارآفرینانی دانست که فارغ از جنسیت و به لطف نوآوری‌های منحصربه‌فردش، تحولی در دنیا ایجاد نمود. از آنجا که زندگی این نوآوران بزرگ تاریخ، مملو از درس‌های ارزشمند و خواندنی برای علاقه‌مندان به اختراع، نوآوری و کارآفرینی است، در این مقاله به مرور دستاوردهای زندگی این مخترع بزرگ می‌پردازیم.

 

یادگیری، عزم راسخ و نوآوری: کلیدهای موفقیت

هریت و چارلز استرانگ، زوجی خوشبخت و نمادی از زندگی آمریکایی در اواخر قرن نوزدهم میلادی بودند که خبری وحشتناک به دستشان رسید: «چارلز، باز هم پول خود را در یک کسب‌وکار دیگر از دست داده بود، این بار در یک معدن نمک». این اولین باری نبود که آقای استرانگ با شکست دست‌وپنجه نرم می‌کرد، ولی این‌بار کمی برایش فرق داشت. این ورشکستگی، برایش امری حل‌نشدنی و غیر قابل‌هضم بود و از همین رو، پیش از طلوع صبح، برای همیشه از این جهان چشم فرو بست.

در آن زمان، هریت در فیلادلفیا مشغول یک روش درمانی جدید برای مشکلات دائمی ستون فقراتش بود و ضایعه درگذشت شوهرش، وی را به شدت پریشان کرد. هریت به چهار دختر ۱۰  تا ۱۴ ساله‌اش که در خانه بودند (کالیفرنیا)، نامه نوشت. آن‌ها از مادرشان خواستند که دوره درمان خود را تکمیل کرده و بعداً به خانه بازگردد. پس از چند ماه، هنگامی‌که وضعیت سلامتی هریت بهبود یافت، به خانه برگشت و تصمیم گرفت تا از مزرعه ۹۰ هکتاری خانوادگی‌، در برابر طلبکاران متعدد شوهر مرحومش دفاع کند.

او برای نقش جدیدی که می‌خواست ایفا کند، هیچ آموزشی ندیده بود و حتی به خاطر مشکل ستون فقراتش، هنوز به استراحت در رختخواب نیاز داشت. با این حال، هریت خود را درگیر یادگیری نمود و تلاش کرد تا خود را با هر چیزی که می‌توانست در مورد کسب‌وکار کشاورزی به وی کمک کند، درگیر نماید. او با اشتیاق فراوان، کتاب‌ها و نشریات علمی را مطالعه می‌کرد و در عین حال، از کشاورزان دیگری که می‌توانستند به سؤالات او در مورد آب، خاک، تولید محصول و بازاریابی جواب دهند، کمک می‌گرفت.

هریت متوجه شد که گردو، یکی از سودآورترین محصولات کشاورزی است و به همین دلیل، در ۶۰ هکتار از مزرعه خود، درخت گردو کاشت. درختان گردو، به زمان و آب زیادی برای باردهی نیاز داشتند، اما وی نیاز داشت تا در این حین، از راه‌های دیگری ولو به صورت موقت، کسب درآمد کند. ایده هریت، کاشت گل پامپاس (Pampas Grass) بود. این گیاه، با رشدی بسیار سریع همراه بوده و هریت با کاشتن آن‌ها در بین درختان گردو، امیدوار به کسب یک درآمد مقطعی و زودبازده بود.

به غیر از بحث نقدینگی و درآمد موقت، هریت استرانگ با مشکل دیگری هم مواجه بود. درختان گردوی جدید، تشنه بودند و بر اساس همان نقل‌قول مشهور که «نیاز مادر اختراع است»، وی به فکر استفاده از آب ناشی از سیلاب‌های فصلی برای آبیاری درختان گردو افتاد. این کار، هم آسیب‌های ناشی از سیلاب‌ها را کاهش می‌داد و هم امکان جذب و ذخیره‌سازی آب‌ها برای کشاورزی را فراهم می‌کرد. هریت سیستم‌های پیشرفته‌ای برای کنترل آب و آبیاری طراحی کرد و حتی مجموعه‌ای از سدهای پشت سر هم و بالارونده ساخت که به ذخیره کردن آب سیلاب کمک می‌کرد. در عین حال، آب هر یک از این سدها، تقویت‌کننده سد بالایی بود. وی در سال ۱۸۸۷ میلادی، اقدامات نوآورانه خود را شروع کرد و برای تمامی آن‌ها، اعم از سد، ساخت مخزن و سیستم‌های آبیاری، درخواست‌هایی به دفتر ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا ارسال نمود. هریت در نهایت موفق به اخذ پنج گواهی ثبت اختراع شد که یکی از اختراعات کلیدی وی که به ساخت سد و مخازن اختصاص داشت، گواهی ثبت اختراعی به شماره «US 374378» را برایش به ارمغان آورد.

اختراعات خانم استرانگ در حوزه حفظ آب و آبیاری که در ابتدا با ایده تأمین آب لازم برای آبیاری درختان گردو توسعه یافته بود، موفقیتی بزرگ برای وی به همراه داشت. گردوها در خاک نیمه‌خشک کالیفرنیای جنوبی رشد کردند و در عرض پنج سال، هریت با شکل‌دهی بزرگ‌ترین مزرعه گردوی آمریکا، ملکه گردوی ویتیر (Walnut Queen of Whittier) نام گرفت.

نوآوری‌های هریت استرانگ، به همین مورد ختم نمی‌شد. وی ذهنی خلاق و کاملاً حسابگر داشت و از کوچک‌ترین فرصت‌ها برای توسعه کسب‌وکارش استفاده می‌کرد. برای مثال، گل‌های پامپاس که در آن زمان بسیار محبوب بودند، در عمده‌فروشی‌ها به مبلغ ۴ سنت (حدود ۱ دلار امروز) به فروش می‌رسید و به‌عنوان یک جایگزین مقرون‌به‌صرفه برای پر پرندگان در تزئین کلاه‌های ویکتوریایی مد روز، استفاده می‌شدند. هنگامی‌که تب این کلاه‌ها خوابید، هریت به فکر یک کاربرد جایگزین افتاد. وی با ترغیب افراد اجرایی فعال در سازمان‌دهی مجالس و گردهمایی‌های احزاب جمهوری‌خواه و دموکرات در سال‌های ۱۸۹۲ و ۱۸۹۶، گل‌های پامپاس با برگ‌های قرمز، سفید و آبی را به آن‌ها فروخت تا برای تکان دادن در صحن مجلس، از آن‌ها استفاده شود. بازار جدید گل‌های پامپاس، سود فراوانی برای هریت استرانگ به ارمغان آورد.

در ادامه، هریت در سال ۱۸۹۳ میلادی، به نمایشگاه جهانی شیکاگو رفت و در آنجا دو مدال به خاطر اختراعات خود کسب کرد. محصولاتی که او با کمک دخترانش طراحی کرده بود، تقریباً به‌طور کامل از گیاه پامپاس تولید می‌شد و عرضه آن‌ها در نمایشگاه شیکاگو، شهرت فراوانی را برایشان به دنبال داشت. با سودآوری ناشی از درختان گردو و گل‌های پامپاس، هریت به زنی ثروتمند تبدیل شده بود. اما این برایش پایان کار نبود. موفقیت‌های قبلی وی و تمایل ذاتیش برای دفاع از حق، آغازگر یک تغییر اجتماعی بزرگ شد. در طول نمایشگاه، هریت در کنگره‌ای به ایراد یک سخنرانی در مورد لزوم آموزش کسب‌وکار برای زنان پرداخت و آن‌ها را ترغیب کرد تا هر چه می‌توانند یاد بگیرند. او به هم‌جنسانش گفت: «وقتی اکثریت زنان روش‌های کسب‌وکار دنیا را یاد گرفتند، از آن‌ها برای کمک در امور دولتی هم درخواست می‌شود».

هریت که از نظر دیگران، زمانی تنها یک بیوه ناتوان بود که حتی نمی‌دانست با چهار دخترش و بدهکاران متعدد شوهر درگذشته‌اش چه کند، حالا به یک حامی جدی حق رأی زنان تبدیل شده بود؛ او عضوی از انجمن حق رأی زنان آمریکایی بود و همراه با سوزان آنتونی (Susan B. Anthony) در رویدادهای مختلف سخنرانی می‌کرد.

وی همان‌طور که در اغلب گروه‌های کسب‌وکار زنان، به مشارکت زنان در کارهای دولتی تأکید داشت، موفقیت‌های زیادی کسب کرد و حتی آغاز همکاری با دولت را نیز کلید زد. او یکی از عوامل تأثیرگذار برای تصویب قانون کنترل سیلاب لس‌آنجلس در سال ۱۹۱۵ بود و حتی قبل از این‌که زنان در کالیفرنیا حق رأی داشته باشند، عضو هیئت کنترل سیلاب شد. در سال ۱۹۱۸،  او اولین زنی شد که در مجمع اتاق بازرگانی آمریکا حضور پیدا کرد.

در طول جنگ جهانی اول، هریت سیستم آبیاری ملی را تبلیغ می‌کرد. او به واشنگتن سفر کرد تا طرحی برای ایجاد سد بر روی رودخانه کلرادو را به کنگره ارائه کند. این طرح، به کنترل سیلاب‌ها، حفظ و ذخیره‌سازی آب، تولید برق و آبیاری مزارع کمک می‌کرد و باعث می‌شد که آمریکا، قادر به ارسال غذا به دیگر کشورها و حمایت از ارتش‌های متحد و قربانیان غیرنظامی جنگ شود. با پایان جنگ، کنگره طرح او را رد کرد. اگرچه هریت آن‌ها را قانع کرده بود که این طرح مزایایی دارد، اما همان‌طور که او اشاره داشته، طرح مذکور تنها به این خاطر رد شد که: «ایده اولیه آن از سوی یک زن عرضه شده بود». بعدها تاریخ ثابت کرد که حق با او بوده است!

پس از مرگ ناگوار هریت در یک تصادف رانندگی در سال ۱۹۲۶ میلادی، برخی از ایده‌های تحول‌آفرین او، به واقعیت پیوست. در سال ۱۹۲۸ میلادی، ساخت سد هوور (Hoover Dam) مورد تائید کنگره قرار گرفت و پس از آغاز فعالیت‌های مرتبط با طراحی و ساخت، کار آن در سال ۱۹۳۵ تکمیل شد. همچنین دستوراتی مبنی بر ساخت کانال‌های آب بر اساس ایده‌های هریت داده شد. کار ساخت این کانال‌ها نیز در سال 1942 میلادی آغاز شد و اکنون بزرگ‌ترین کانال آب‌رسانی دنیا که آب را از رودخانه کلرادو به دره ایمپریال (Imperial Valley) در کالیفرنیا می‌رساند، بر همین اساس ساخته شده است.

امروزه، کالیفرنیا همچنان به عنوان تولیدکننده برجسته محصولات کشاورزی در آمریکا باقی‌ مانده است. یک‌سوم سبزیجات کشور و دو سوم از میوه‌ها و مغزیجات، در این ایالت تولید می‌شود. سد هوور، هنوز هم یکی از بزرگ‌ترین نیروگاه‌های برق‌آبی کشور است و برای ۱/۳ میلیون نفر برق تولید می‌کند. درست است که دوراندیشی و کارآفرینی هریت استرانگ باعث نجات دادن خانواده او از یک تراژدی شد، اما وی با نوآوری‌های خود در حوزه جابجایی آب و آبیاری محصولات، وضعیت اقتصادی کشور را هم بهبود بخشید.

هتی استرانگ (Hattie Strong)، یکی از دختران هریت، در خصوص مادرش می‌گوید: «او عقل و هوش کافی برای ایده‌پروری و چاره‌گشایی و همچنین، جسارت و استمرار لازم برای اجرای ایده‌های خود تا مرحله تکمیل شدن را داشت». بدون شک، همین عوامل منجر به موفقیت‌های قابل توجه این زن کارآفرین شد.