چگونه با یک تغییر کوچک، موفقیت را از آن خود کنیم ؟

چگونه با یک تغییر کوچک، موفقیت را از آن خود کنیم ؟
۱۲ مرداد ۱۳۹۹
(0)

"اگر کاری بکنید که همیشه انجام داده‌اید، چیزی به دست می‌آورید که پیش‌تر به دست آورده‌اید". این جمله قدیمی و مشهور، یک مفهوم بزرگ در خود جای داده است: «پیشرفت شخصی و موفقیت، مستلزم تغییر است». بی‌شک مسیر اختراع و کارآفرینی، یکی از ابهام‌آمیزترین مسیرهایی است که می‌توان در طول زندگی با آن روبرو شد. اما مخترعین و کارآفرینان موفق چه چیزی را دنبال نموده‌اند و چه تغییری در خود داشته‌اند که تا این حد با موفقیت انیس و مونس شده‌اند؟ در این مقاله، به برخی از این رازهای موفقیت پرداخته می‌شود.

مقدمه

"اگر کاری بکنید که همیشه انجام داده‌اید، چیزی به دست می‌آورید که پیش‌تر به دست آورده‌اید". این جمله قدیمی و مشهور، یک مفهوم بزرگ در خود جای داده است: «پیشرفت شخصی و موفقیت، مستلزم تغییر است».

صرفاً از طریق رؤیاپردازی و افکار واهی، نمی‌توانید وزنتان را کم کنید. اگر میزان کالری مصرفی شما مشابه قبل باشد، اگر فعالیت‌های ورزشی قابل‌توجهی نداشته باشید یا این‌که عادت‌های غذاییتان کمافی‌السابق باشد، طبیعتاً نتایج جدیدی کسب نخواهید کرد. کاهش وزن زمانی رخ می‌دهد که آنچه تا به حال جواب نداده را تغییر دهیم!

شاید با خود بگویید که این کاملاً بدیهی است که لزوم تغییر خروجی‌ها، ایجاد تغییر در ورودی‌ها است(مثلاً رفتار و عادات فردی با اضافه‌وزن)، اما متأسفانه در این میان یک نکته مهم معمولاً فراموش می‌شود: «مسیر تغییر مثبت، همیشه هم آشکار نیست!» چه در تلاش برای راه‌اندازی کسب‌وکاری موفق باشید و چه دستیابی به موفقیت در زندگی شخصی را در دستور کار خود قرار داده باشید، بدون شک مسیر موفقیت می‌تواند ابهام‌آمیز و نامشخص باشد.

افرادی که در این دوراهی‌ها درگیر می‌شوند، اغلب به تحقیق روی می‌آورند. آن‌ها در اینترنت، به‌شدت به دنبال ترفندها و نکات و اندیشه‌های خردورزانه دیگران هستند (به‌ویژه افرادی که تغییرات موفق را پیش از این تجربه نموده و به سان یک الگوی مشهور شناخته می‌شوند). گاهی اوقات، این استراتژی جواب می‌دهد و گاهی اوقات هم، به دلیل در نظر نگرفتن تفاوت‌ها و شرایط زمینه‌ای، نتیجه حتی سردرگمی بیشتر را به دنبال خواهد داشت. پرسش اینجا است که راز موفقیت را از چه کسانی باید پرسید؟

همه موارد فوق‌الذکر، وقتی در خصوص یک کسب‌وکار صحبت می‌کنیم، پیچیده‌تر و ملموس‌تر می‌شوند. بی‌شک مسیر اختراع و کارآفرینی، یکی از ابهام‌آمیزترین مسیرهایی است که می‌توان در طول زندگی با آن روبرو شد، اما واقعیت اینجا است که «شنیدن کی بود مانند دیدن؟» دانستن رازهای مخترعینی که در این مسیر پر ریسک و نامشخص به پیروزی رسیده‌اند، چراغ راهی برای تغییر و دستیابی به موفقیت بوده که همچون یک راهنمای جامع، می‌تواند شما را تا سرمنزل مقصود همراهی کند. در این مقاله، به برخی از این رازهای موفقیت پرداخته می‌شود.

 

۱۰ هزار روش که جواب نمی‌دهند!

توماس ادیسون (Thomas Alva Edison)، در فوریه 1847 میلادی به دنیا آمد و در اکتبر ۱۹۳۱ هم دار فانی را وداع گفت. وی یک مخترع پرکار و البته کارآفرینی موفق بود که در طی عمر پربارش، مجموعه‌ای از اختراعات ارزنده را تجاری‌سازی نمود. در میان دستگاه‌های زیادی که ادیسون اختراع کرد، می‌توان به فونوگراف، دوربین تصویر متحرک و شناخته‌شده‌ترین اختراعش، لامپ رشته‌ای با طول عمری طولانی اشاره نمود.

طبق آمار، ادیسون ۱۰۹۳ پتنت در آمریکا و چندین ثبت اختراع دیگر در سایر کشورهای جهان را از آن خود نموده است. بسیاری می‌گویند که توماس ادیسون، مخترع اصلی لامپ نبود. عده‌ای ادیسون را به کپی‌برداری و حتی سرقت دستاوردهای دیگران متهم می‌کنند. اما واقعیت امر این است که ادیسون، به دنبال عملیاتی‌سازی چیزهای مختلف بود. او اختراعات را برای صندوقچه یا رزومه کاری خود نمی‌خواست، بلکه به دنبال مواردی بود که مشتری‌ها حاضر به پرداخت پول برای آن‌ها باشند. در همین راستا بود که اگرچه افراد دیگری خیلی قبل‌تر از او، لامپ را اختراع کرده بودند، اما ادیسون با تجمیع این نوآوری‌ها و تلاش برای تجاری‌سازی یک محصول کارآمد و بادوام، موفق به ارائه لامپ رشته‌ای و ایجاد یک تکامل قابل قبول در آن شد. اما به راستی چرا او تا این حد موفق بود؟

پاسخ در یکی از رازهای مخترعین است: «او عاشق آزمایش کردن بود». خودش می‌گوید: «من شکست نخورده‌ام، من تنها ۱۰۰۰۰ روشی یافته‌ام که جواب نمی‌دهند». این جمله، به خوبی نشان می‌دهد که رویکرد ادیسون در قبال شکست‌های مقطعی و متعددش چه بوده و چرا از آن‌ها هیچ یک چراغ امید را در دل او خاموش نمی‌کردند. جالب است که ادیسون اعتقاد داشت: «اگر ما همه کارهایی که توانمندی آن را داشتیم انجام می‌دادیم، حیرت‌زده می‌شدیم».

از شکست‌ها نهراسید، آن‌ها را تجربه‌ای برای یاد گرفتن راه‌های ناکارآمد تصور کرده و با قدرت به پیش بروید. موفقیت از آنچه فکر می‌کنید، به شما نزدیک‌تر است.

 

اندکی در دنیای آزمون‌وخطا، سیاحت کنید.

اغلب مردم، از امتحان کردن چیزهای جدید هراس دارند. آن‌ها خواهان ریسک‌کردن نیستند. اما شما برای آزمایش کردن بخشی از یک ایده، نیازی به شرط بستن روی کل آن ندارید.

آزمایش کردن، به ما امکان می‌دهد تا کمی در دنیای آزمون‌وخطا سیاحت کنیم، چیزی که موفقیت و رشد شخصی ما را به شدت شتاب می‌بخشد. یک چرخ ساده را در نظر بگیرید. به نظرتان چند آزمایش انجام گرفته تا وسیله‌ای شبیه این اختراع شود؟

کافی است به زندگینامه بسیاری از مخترعین رجوع کنید تا ببینید این آزمون و خطاهای مقطعی، تا چه حد در موفقیت آن‌ها نقش داشته است. جالب این‌که بسیاری از مخترعین، حتی جانشان را بر سر آزمایش کارایی اختراعشان از دست داده‌اند. احتمالاً آلفرد نوبل را می‌شناسید، مخترع مشهور دینامیت و بنیان‌گذار جایزه مشهور نوبل. وی در سال‌هایی که برای ایجاد پایداری در نیتروگلیسیرین و توسعه اختراعش تلاش می‌کرد، آزمایش‌های متعددی انجام داد که تخریب کارخانه و کشته شدن تعدادی از کارگران را هم  به دنبال داشت. او آزمایشات فراوانی در کارخانه اسلحه‌سازی و تولید مواد منفجره پدرش انجام داد و البته برادرش امیل (Emil) نیز در همین مسیر جان خود را از دست داد؛ واقعه‌ای که نوبل را به شدت تحت تأثیر قرار داد و عزمش برای ساخت یک ماده منفجره ایمن‌تر را جزم نمود. وی از شکست‌هایش ناامید نشد و در نهایت، یکی از مهم‌ترین اختراعات قرن نوزدهم را به نسل بشر عرضه نمود.

مثال دیگر، جان‌فشانی‌های مخترعین در توسعه و تکامل تجهیزات غواصی است. با نزدیک شدن به سال‌های انقلاب صنعتی و پیشرفت‌های فنی پیاپی، تجهیزات غواصی نیز با تغییر و تحولات چشمگیری مواجه شدند. در سال ۱۷۷۲ میلادی، یک مخترع فرانسوی به نام سیر فرمینت «Sieur Freminet»، دستگاه تنفسی جدیدی اختراع نمود که قابلیت بازیافت هوای بازدم موجود در بشکه غواصی را داشت. دستگاه فرمینت، نخستین تجهیز هوایی جامع و بی‌نیاز به محیط بیرونی محسوب می‌شد. وی به کارکرد اختراعش ایمان داشت و مستقیماً اقدام به آزمایش آن نمود. متأسفانه دستگاه مذکور با پیش‌بینی‌های مخترع تطابق نداشت و فرمینت پس از بیست دقیقه، در اثر کمبود اکسیژن در دستگاه ابداعی خود درگذشت.

ذکر این دو مثال، تنها از این منظر بود که جایگاه آزمایش را در تکامل اختراعات نشان دهد و لزومی ندارد که شما هم در مسیر ارائه اختراعات جدید، جان خود و اطرافیانتان را به خطر اندازید. بدیهی است که آزمون و خطاهای کوچک و بی‌هزینه، می‌توانند بستری برای جهش چشمگیر در کارایی اختراع محسوب شوند. در نوآوری‌های جدید، قدرت کامل تنها با آزمایش به دست می‌آید. پس آزمایش کنید و از نتایجش برای بهبود اختراعتان بهره بگیرید.

 

عادت به حرکت در مسیر معمولی را کنار بگذارید!

اندکی به کارهایی که در زندگی انجام می‌دهید، فکر کنید. ما تمایل داریم درگیر امور معمول، روش‌ها و فعالیت‌های ترجیحی خودمان شویم. مادامی‌که کار معمول ما به خوبی و به شکلی منطقی پیش می‌رود، به ندرت از آن منحرف می‌شویم. این در حالی است که کارآفرینان و افراد موفق، به‌طور مداوم به اصلاح و آزمایش می‌پردازند. آن‌ها خود را در وضع موجود و ثابت نگه نمی‌دارند و عملاً هیچ ابایی از انحراف نداشته، حتی به استقبالش هم می‌روند.

اگرچه آزمایش‌های مختصر و تغییر شرایط، عمدتاً با ریسک‌های کمی همراه می‌باشند، اما به صورت بالقوه، می‌توانند افزایش بازگشت سرمایه را به دنبال داشته باشند. این یک راز مهم مخترعین بزرگ است: «اگر چیزی جواب ندهد، آزمایش می‌کنم، اصلاح می‌کنم و تغییر می‌دهم تا جواب لازم را بگیرم».

 

منحصربه‌فرد بودن خود را فراموش نکنید.

این اصل، در بخش‌های زیادی از زندگی جواب می‌دهد. اگر یک کارآفرین استارت‌آپی هستید و در تلاشید که کسب‌وکار خود را  گسترش دهید، اگر سرآشپزی در یک رستوران معروف هستید یا نویسنده‌ای هستید که می‌خواهید نگارش قوی‌تری داشته باشید، آزمایش‌های دوره‌ای برای شناسایی فرصت‌های جدید و رویکردهای موفقیت‌آمیز جدید را از دست ندهید.

مثلاً رژیم غذایی خود را اصلاح کنید و ببینید چه پیش می‌آید. اگر وزنتان بالا می‌رود، آن را اصلاح کنید. سعی کنید با زودتر از خواب بیدار شدن، بهره‌وری خود را افزایش دهید. در صورتی‌که پیشرفتی در این زمینه مشاهده کردید، عالی است، اما اگر نمی‌توانید صبح زود بیدار شوید، به سراغ شب‌بیداری بروید.

یک بلاگر خلاق را تصور کنید که نوشته‌هایش با اقبال کمی روبرو است. شاید دلیل این موضوع، لزوماً کیفیت محتوا نباشد. شاید کانال ارتباطی مناسبی را انتخاب نکرده است. شاید اگر به سراغ محتوای ویدئویی و یوتیوب برود، بازی عوض شود.

این اصل، نشان می‌دهد چیزی که برای یک نفر جواب می‌دهد، ممکن است برای یک نفر دیگر جوابگو نباشد. مادامی که به دنبال دریافت توصیه‌های دیگران و جهت‌دهی آن‌ها باشیم، نمی‌توانیم به موفقیت برسیم. منحصربه‌فرد بودن خود را فراموش نکنید.

صرفاً به این خاطر که یک بلاگر با تغییر از نوشتن به انتشار ویدئو به موفقیت بیشتری دست یافته است، به این معنا نیست که ما نیز همین‌طور هستیم. هرکدام از ما، استعدادهای متفاوتی داریم و باید آن‌ها را شکوفا کنیم. برای آشکارسازی فرمول برنده‌ای که برای ما جواب می‌دهد، نیاز به آزمایش‌های متوالی است.

راز مخترعین را به خاطر داشته باشید: «صرفاً یکجا نایستید، بدون آن‌که کاری انجام دهید. یک آزمایش و تجربه کوچک را در زندگی خود بپذیرید. ممکن است با همین کار کوچک، رویکرد جدیدی را کشف کنید که کار و رؤیاهای شما را به سطوح جدیدی از موفقیت می‌رساند».