آیا یک مخترع، می‌تواند نوآور یا کارآفرین هم باشد؟

آیا یک مخترع، می‌تواند نوآور یا کارآفرین هم باشد؟
۲۲ مرداد ۱۳۹۹
(0)

اگر در فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی هستید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که در حقیقت تفاوت یک مخترع، یک کارآفرین و یک فرد نوآور در چیست؟ آیا من همه این افراد هستم و ویژگی‌های همه آنها را دارم؟ در ظاهر امر، این سه واژه شبیه به هم هستند، اما تفاوت‌های کلیدی بین هر کدام از آن‌ها وجود دارد. درک مسئولیت‌ها و ویژگی‌های هر یک از این القاب، به شما کمک می‌کند تا در مسیر راه‌اندازی کسب‌وکارتان، تصمیمات تجاری مناسبی اتخاذ کنید.

مخترع، کارآفرین یا نوآور؟

اگر در فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار استارت‌آپی هستید، احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده که آیا یک مخترع هستید، باید خود را یک کارآفرین بنامید، یا این‌که یک نوآور هستید. در ظاهر امر، این سه واژه شبیه به هم هستند، اما تفاوت‌های کلیدی بین هر کدام از آن‌ها وجود دارد. درک مسئولیت‌ها و ویژگی‌های هر یک از این القاب، به شما کمک می‌کند تا در مسیر راه‌اندازی کسب‌وکارتان، تصمیمات تجاری مناسبی اتخاذ کنید.

اگر از منظر خلاقیت به بحث اختراع، کارآفرینی و نوآوری بنگریم، احتمالاً یک مخترع، خلاق‌ترین فرد از بین این سه گروه است. یک مخترع، صرفاً به دنبال ایجاد محصول جدیدی است که قبلاً هرگز تولید نشده است. در اغلب موارد، مخترع در فکر عرضه اختراع خود به بازار نبوده و در وهله نخست، ساخت و توسعه فنی آن را هدف قرار می‌دهد.

از سوی دیگر، کارآفرین فردی است که تقریباً به شکلی منحصربه‌فرد، بر تلاش برای عرضه یک محصول به بازار و انطباق آن با خواست‌ها و انتظارات مشتریان تمرکز دارد. کارآفرینان، به منظور تولید محصول و عرضه آن به بازار، شرکت‌هایی راه‌اندازی می‌کنند.

در کنار دو گروه دیگر، نوآوران کسانی هستند که می‌خواهند ایده‌های متفاوت و روش‌های جدیدی برای انجام کارها خلق کنند. یک نوآور، در تلاش است تا محصولی که ممکن است از قبل در بازار وجود داشته باشد را بهبود بخشد.

لازم به تأکید است که این ویژگی‌ها، به صورت عام بیان شده و ممکن است که یک مخترع، در عین توجه خاص به مشکل فنی و توسعه راهکارهای خلاقانه برای رفع آن، تجاری‌سازی ایده را هم به شدت پیگیری نماید. مثال بارز این موضوع، توماس ادیسون، مخترع و کارآفرین مشهور است که در کنار اختراعات کوچک و بزرگش، سبدی پرشمار از پتنت‌های متنوع را در اختیار گرفته و بسیاری از اختراعاتش را با موفقیت تجاری‌سازی نمود.

نکته اینجا است که پیش از اقدام به راه‌اندازی کسب‌وکار، بهتر است تفاوت‌های بین مخترعین، نوآوران و کارآفرینان را درک نمایید. دانستن این تفاوت‌ها، به شما کمک می‌کند تا نقش مناسب خود را بر عهده گرفته و برای سایر نقش‌ها، افراد مناسب را به تیم کاریتان اضافه کنید. برای مثال، اگر ایده‌های فوق‌العاده‌ای برای محصولات جدیدی دارید که هنوز امکان‌پذیری و پایداری آن‌ها در بازار را حتی بررسی هم نکرده‌اید، بهتر است خود را یک مخترع تصور کرده و به دنبال فردی باشید که عهده‌دار مسئولیت کارآفرینی شده و به شما در امر تجاری‌سازی ایده کمک نماید. البته ممکن است به فکر تکمیل و توسعه مهارت‌هایتان هم بیفتید و با این کار، امکان بر عهده گرفتن سایر نقش‌ها را هم برای خودتان فراهم کنید. این تصمیمی است که بعداً باید بر آن متمرکز شوید، آنچه الآن مهم است، تعیین نقش مناسب فعلی است تا بدانید چه چیزهایی کم دارید.

در ادامه، راهنمای جامعی ارائه شده که به شما کمک می‌کند تا ویژگی‌ها و خصوصیات متفاوت مخترعین، کارآفرینان و نوآوران را درک کنید.

 

مخترعین، محصولات جدید ایجاد می‌کنند.

یک مخترع، فردی است که تقریباً به شکل انحصاری، بر ایجاد و ساخت یک محصول، فرآیند یا سرویس خاص تمرکز دارد. متأسفانه در اغلب موارد، با این‌که محصول یا خدمت برای رفع یک نیاز یا مشکل خاص توسعه می‌یابد، مخترعین توجه لازم را نسبت به ارزیابی بازخورد بازار تقاضا و بقاپذیری محصول یا خدمت اختراع‌شده ندارند. به عبارت بهتر، یک مخترع تلاش می‌کند تا تحقیقات به‌روز و پیشرفته‌ای انجام دهد که تا آن موقع، هرگز انجام نشده است. حالا این‌که نتیجه این تحقیقات و تلاش‌های فناورانه، بتواند گره‌ای از مشکلات بالقوه یا بالفعل بازار را باز کند، در اولویت بعدی وی قرار می‌گیرد.

در صورتی‌که هدف اصلی شما، ساخت محصول یا توسعه خدمتی جدید است که پیش از این هرگز انجام نشده، احتمالاً در دسته مخترعین قرار می‌گیرید. شما احتمالاً از تخصص فنی بالایی برخوردار بوده و بخش زیادی از وقت و ذهنتان را صرف حل مشکلات پیرامون می‌کنید.

درحالی‌که بسیاری از مخترعین، خیالباف و رؤیاپرداز در نظر گرفته می‌شوند، اما این رؤیاپردازی جسورانه، تا بالفعل شدن رؤیا که همان اختراع ابداعی آن‌ها است، ادامه می‌یابد. آن‌ها در ابتدای کار، زمان خود را صرف فکر کردن در مورد آنچه پس از ایجاد اختراع پیش می‌آید، نمی‌کنند و این موضوع را تا رسیدن به نتیجه فنی مدنظرشان، ادامه می‌دهند. بدیهی است که در چنین شرایطی که آمار ناکامی در تبدیل ایده‌ها به اختراعات بسیار بالا است، موفقیت در گرو صبر و جسارت کافی است. توصیه مهم بسیاری از مخترعین مشهور این است که اگر می‌خواهید یک مخترع موفق باشید، عاشق هیچ‌کدام از ایده‌های خودتان نشوید. بسیاری از ایده‌ها را نمی‌توان به درستی به محصول تبدیل کرد و این چیزی است که مخترعین باید آمادگی آن را داشته باشند.

اما مخترعین محبوب چه کسانی هستند؟ برای درک بهتر این پرسش و یافتن پاسخ آن، بهتر است برخی از محبوب‌ترین مخترعین تاریخ را بررسی کنیم. در میان مشهورترین مخترعین، می‌توان به توماس ادیسون، نیکولا تسلا و برادران رایت اشاره کرد. اختراع لامپ، موتورهای «AC» و هواپیما که در قرن‌های نوزدهم و بیستم میلادی صورت گرفت، تحولات بزرگی در زندگی بشر پدید آورد و همین مسئله، مخترعین آن‌ها را هم در صدر مخترعین محبوب قرار داد.

اگر شما هم خود را دارای ذهنی خلاق و جستجوگر می‌دانید و تشنه توسعه محصولات جدید و آزمایش نشده هستید، شاید بتوانید مخترعی بزرگ شوید. تبدیل شدن به یک مخترع موفق و محبوب، به معنای تلاش برای تبدیل کردن ایده‌های رؤیاپردازانه و عجیب به محصولات واقعی است که البته ممکن است دشواری و فراز و نشیب فراوانی در پی داشته باشد. کمربندهای خود را سفت کنید و با عزمی راسخ، به سراغ اختراع چیزی جدید برای متحول ساختن دنیای خود بروید، همان‌طور که لامپ رشته‌ای و هواپیما این کار را انجام داد!

 

کارآفرینان شرکت‌هایی بر مبنای اختراعات می‌سازند.

کارآفرینان، افرادی هستند که بر ایجاد یک کسب‌وکار و ارزش‌افزوده برای ذی‌نفعان (سرمایه‌گذاران، سهامداران و ...) تمرکز دارند. از آنجا که این کار، به معنای تلاش برای تجاری‌سازی ایده یا یک اختراع خاص است، کارآفرینان معمولاً روی ابعاد فنی محصول یا اختراع متمرکز نشده و بیشتر به دنبال بازاریابی و معرفی محصول به سرمایه‌گذاران و مشتریان بالقوه هستند.

یک کارآفرین، تلاش می‌کند تا شبکه‌های مشتریان را شناسایی نموده و توسعه دهد، شبکه‌هایی که درآمد و نقدینگی را به سوی کسب‌وکار سرازیر می‌کنند. از سوی دیگر، نقطه تمرکز بسیاری از کارآفرینان، راه‌اندازی یک کسب‌وکار نوپا است. شما به‌عنوان یک کارآفرین، باید بدانید که سطوح اولیه رشد استارت‌آپ، بر این موضوع استوار است که بازار هدف محصول یا خدمت، کدام خواهد بود. پس از شناسایی بازار، تمرکز بر ایجاد کانال‌های توزیع و تیم‌های بازاریابی و فروش است که در نتیجه آن، بازار هدف گسترده‌تر شده و عملاً شکل‌گیری کسب‌وکار و تجاری‌سازی محصول، با موفقیت صورت می‌پذیرد. این فرآیندی است که هر کارآفرین موفقی باید بپیماید.

برای این‌که یک کارآفرین موفق باشید، چند ویژگی کلیدی نیاز دارید: «صبور بودن، سخت‌کوش بودن، انعطاف‌پذیر بودن و آینده‌نگری». کارآفرینان باید بتوانند با تغییرات در بازار، خود را سازگار کنند و این کار، امری دشوار و پیچیده است. در حالی که مخترعین و نوآوران، عموماً دوست دارند تا در یک محیط مستقل فعالیت کنند، کارآفرینان عاشق مشارکت هستند و عموماً تمایل زیادی نسبت به تعامل با کارآفرینان موفق و باتجربه نشان می‌دهند. نکته آخر این‌که کارآفرینان، به نوعی رهبر کسب‌وکار محسوب می‌شوند، پس اگر می‌خواهید کارآفرینی موفق باشید، قابلیت‌های رهبری را در خود پرورش دهید.

فهرست کارآفرینان مشهور بسیار بلندبالا است. از نمونه‌های نسبتاً قدیمی‌تر مانند هنری فورد، جف بزوس (مالک غول تجارت الکترونیک آمازون) و بیل گیتس (مؤسس مایکروسافت) گرفته تا نمونه‌های جدیدی مانند مارک زاکربرگ (بنیان‌گذار فیسبوک) و ایلان ماسک (مدیرعامل تسلا). هر کدام از این کارآفرینان موفق و میلیاردر، کسب‌وکارهایی را برای پر کردن یک شکاف عمده در بازار تقاضا ایجاد کرده‌اند و عملاً هنرشان در رفع نیاز مشتریان نهفته است، حتی پیش از آن‌که خود مشتریان هم بدانند که چنین نیازهایی دارند. اگر می‌خواهید یک کارآفرین شوید، باید به دنبال ایجاد کسب‌وکاری باشید که برای آن اشتیاق و انگیزه دارید. داشتن ایده‌ای تحول‌آفرین، برخورداری از یک دانش حداقلی در حوزه تخصصی که می‌خواهید فعالیت نمایید و از همه مهم‌تر، ایجاد شبکه‌ای وسیع از افراد و منابع گوناگون، رمز موفقیت شما است.

 

نوآوران، ایده‌های جدید یا روش‌های جدیدی برای انجام کارها ایجاد می‌کنند.

امروزه همه‌جا صحبت از نوآوری به‌عنوان یک ابزار کارآمد رقابتی و بزرگ‌ترین عامل توسعه و شکوفایی جوامع است. یک نوآور، فردی است که می‌تواند ایده‌ها، روش‌ها یا محصولات جدید ایجاد کند. این افراد، ممکن است نسخه‌های جدیدی از محصولاتی که قبلاً ایجاد شده‌اند را توسعه دهند. در حالتی هم که محصول یا یک خدمت از قبل اختراع شده است، یک نوآور می‌تواند آن را بهبود داده و یا مشارکت قابل‌توجهی برای توسعه و تکامل آن داشته باشد. یک مثال از نوآوری، توسعه کامپیوترهای قابل‌حمل یا لپ‌تاپ است. در این مثال مشهور، رایانه همان اختراعی است که از قبل وجود داشته است. نوآوری هم به معنای توسعه و تکامل این اختراع است، به‌طوری که با افزودن گزینه قابل‌حمل بودن، به ابزاری کارآمد در فضای کسب‌وکار و زندگی شخصی افراد تبدیل می‌شود. اگر بر این باورید که شما هم می‌توانید محصولی که از قبل در بازار موجود است را بهبود داده و آن را به محصولی جذاب‌تر برای مشتریان فعلی و بالقوه تبدیل کنید، احتمالاً یک نوآور هستید.

ویژگی‌های بسیاری وجود دارد که یک نوآور برای موفقیت بایستی از آن‌ها بهره‌مند شود. مهم‌ترین نشانه یک نوآور بزرگ، توانایی پیش‌بینی چیزی است که روزی بازار به آن نیاز خواهد داشت. نوآوری‌ها، عموماً توسط بهره‌گیری از فناوری‌های نوظهور و توجه به روندهای توسعه فناوری در طول زمان ایجاد می‌شوند. از این منظر، نوآوران افراد به شدت خلاق و سازنده‌ای هستند که علاوه بر شور و اشتیاق بالا، ریسک و مخاطرات نوآوری را تقبل کرده و می‌خواهند فراتر از محدودیت‌ها حرکت کنند.

دو مثال از نوآوران محبوب، استیو جابز و سرگی برین هستند. استیو جابز، در ابتدای مسیر کارآفرینی خود، اپل را بنیان نهاد. وی به موقع دریافت که همه نوآوری‌های او خوب از آب درنیامده‌اند و به همین دلیل، با ذهنی تیزبین و شامه قوی، برای شناسایی نیازهای پنهان جامعه، محصولات جدید و نوآورانه‌ای پدید آورد که نتیجه آن، موقعیت فعلی اپل به‌عنوان یکی از برترین شرکت‌های فناور جهان است. نوآور مشهور دیگر، سرگی برین به‌عنوان یکی از مؤسسین و هم‌بنیان‌گذاران گوگل است. وی فردی است که به اعتقاد کارشناسان، پشت نوآوری‌هایی مانند عینک و خودروی خودران گوگل قرار دارد. درسی که از این دو نوآور بزرگ می‌توان آموخت، نقش کلیدی فناوری‌های نوظهور در فرآیند نوآوری و البته چالش‌های مرتبط با آن است. اگر می‌خواهید یک نوآور باشید، مهم است که به شکلی منظم، چالش‌های پیش روی خود را تعیین کنید. علاوه بر این، باید بدانید که نوآوران عموماً با کارآفرینان مشارکت و همکاری تنگاتنگی دارند که نتیجه آن، عرضه محصولات نوآورانه و تجاری‌سازی آن‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن است.

 

مخترع، کارآفرین و نوآور ترکیبی

تفاوت‌های متمایزکننده بین مخترعین، کارآفرینان و نوآوران را مرور کردیم. با این وجود، این تفاوت‌ها به خوبی نشان می‌دهد که سه نقش مذکور، درهم‌آمیخته و مرتبط با یکدیگر می‌باشند. به عبارت بهتر، در حالی‌که کارآفرینان می‌توانند برخی از ویژگی‌های مخترعین و نوآوران را در خود داشته باشند، یک کارآفرین عموماً بیشتر بر وجه تجاری ایده‌ها متمرکز شده و مخترعین و نوآوران، بر جنبه‌های توسعه فنی محصول متمرکزند. دور از ذهن نیست که افراد بتوانند ترکیبی از این نقش‌ها را به صورت هم‌زمان ایفا نموده و علاوه بر مخترع یا نوآور موفق، یک کارآفرین قدرتمند و خلاق هم باشند.

معنای ترکیب مخترع، نوآور و کارآفرین، این است که ویژگی‌های مشترک این سه نقش که اتفاقاً بسیار زیاد هستند را در نظر گرفته و سعی کنیم تا قابلیت‌های مرتبط با نیازهای متفاوت را در خود پرورش دهیم. برای مثال، مخترعین، کارآفرینان و نوآوران، همیشه باید انگیزه شخصی داشته باشند، شور و اشتیاق را چاشنی اهداف خود نموده و خلاق باشند. حالا لازم است در کنار تمرکز بر توسعه ایده و اختراع، شبکه‌سازی و جنبه‌های بازاریابی و تقاضای بازار را هم در نظر گرفته و در عین حال، فرآیند نوآوری را به‌عنوان یک رویکرد توسعه محصول و پاسخگویی به نیازهای پنهان جامعه، در خود بپرورانید.