ساعت مچی چگونه اختراع شد؟

ساعت مچی چگونه اختراع شد؟
۰۵ شهریور ۱۳۹۹
(0)

ساعت‌ها، در اشکال و انواع مختلفی وجود دارند؛ از ساعت مشهور بیگ بن در برج الیزابت لندن گرفته تا انواع ساعت‌های دیواری خانگی، ساعت‌های پاندولی و ساعت‌های مچی. در این میان، در طول تاریخ ساعت‌های مچی با داستان‌های جذابی همراه بوده‌اند. در این مقاله، سعی شده تا تاریخچه اختراع ساعت مچی و روند توسعه و تکامل آن را مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار دهیم.

مقدمه

اگر تاریخچه نوآوری و اختراع را از گذشته‌های دور و اختراعاتی مانند چرخ و قطب‌نما در نظر بگیریم، مجموعه‌ای از اختراعات نوستالژیک و کاملاً مشهور می‌یابیم که یکی از آن‌ها ساعت است. کافی است کمی به زندگی روزمره خود فکر کنید تا اهمیت زمان و نقش ساعت در آن را ببینید.

ساعت‌ها در اشکال و انواع مختلفی وجود دارند؛ از ساعت مشهور بیگ بن (Big Ben) در برج الیزابت لندن گرفته تا انواع ساعت‌های دیواری خانگی و ساعت‌های مچی. جالب اینجا است که امروزه کاربرد ساعت به شکل سنتی آن با تغییرات محسوسی روبرو شده و بسیاری از افراد، از ساعت گوشی‌های هوشمند خود برای یافتن زمان و برنامه‌ریزی کارهایشان استفاده می‌کنند. شاید این موضوع و رواج بیش از پیش گوشی‌های هوشمند، این ذهنیت را پدید آورد که دیگر ساعت‌های مچی از رده خارج شده و به‌عنوان یک اختراع منسوخ به نظر می‌رسند. اما کمی دقت در صنعت ساعت مچی، نشان می‌دهد که اصلاً این‌گونه نبوده و هنوز هم ساعت‌های مچی مدرن را می‌توان یک وسیله لوکس و در عین حال کاربردی به شمار آورد. در این مقاله، سعی شده تا تاریخچه اختراع ساعت مچی و روند توسعه و تکامل آن را مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار دهیم.

 

ساعت مچی: اختراعی مدرن و کاربردی

شاید از لحاظ زمانی، ساعت مچی را بتوان جزء اختراعات نسبتاً جدید بشر دانست، اما با در نظر گرفتن استانداردی از فناوری‌های نوظهور همچون هوش مصنوعی، بلاک‌چین، خودروهای خودران، اصلاح ژنتیکی و ... به عنوان اختراعات نوین، اختراع ساعت مچی تنها یادگاری از گذشته محسوب می‌شود.

ویژگی منحصربه‌فرد ساعت مچی، کاربرد آن است. نگاهی به تاریخچه اختراع ساعت مچی و توسعه آن، نشان می‌دهد که در برهه‌ای از تاریخ، استفاده از ساعت مچی یک ضرورت مطلق بوده و در دوره‌ای دیگر هم، یک اکسسوری و کالای لوکس تلقی می‌شده که بیشتر به دنیای مد مربوط می‌باشد. در مجموع، ساعت مچی را می‌توان یک اختراع کاربردی دانست که به صورت توأمان، بر جنبه‌های زیبایی‌شناسی و نشان دادن زمان تأکید دارد.

احتمالاً می‌دانید که مهد صنعت ساعت، کشور سوئیس است. فعالیت برندهای مشهور سوئیسی، به نحوی است که حتی در مقاطعی که ظاهراً ساعت‌های مچی ساده در حال منسوخ شدن بودند، ساعت‌های جدیدتر و نوآورانه‌تری تولید نموده و بازار را به خود جلب کردند. ساعت‌های قلب باز (Skelton)، ساعت‌های ضد آب و نمونه‌های مبتنی بر جواهرات پرارزش، تنها نمونه‌هایی از این نوآوری‌های منحصربه‌فرد هستند. البته ساعت‌های هوشمند امروزی که از سوی شرکت‌هایی مانند اپل و سامسونگ به بازار عرضه شده‌اند را هم می‌توان مظهری از نوآوری در صنعت ساعت مچی و تلفیق فناوری‌های پیشرفته با مفهوم ساعت مچی اولیه دانست.

شاید این پرسش برایتان پیش آمده که ساعت مچی چگونه و توسط چه کسی اختراع شده است. پیش از پاسخ به این سؤال، باید مروری بر پیدایش ساعت و تکامل آن داشته باشیم. اولین ساعت، به پیش از عصر مسیحیت باز می‌گردد. در آن سال‌ها، از ساعت‌های شنی و آبی استفاده می‌شد، تا این‌که در قرن سیزدهم میلادی، اولین ساعت مکانیکی اختراع شد. یک دستاورد بزرگ و نوآورانه که آغازگر مجموعه‌ای از نوآوری‌های پی‌درپی در صنعت ساعت گردید.

نسل بعدی ساعت‌ها که امکان جابه‌جایی ساده آن‌ها وجود داشت، ساعت‌های جیبی بودند. این ساعت‌ها، سال‌ها قبل از ساعت‌های مچی اختراع شدند. بنا بر شواهد تاریخی، نخستین نمونه آن، در سال ۱۵۷۴ میلادی و در کشور سوئیس ساخته شد. البته سازنده این ساعت ناشناس است.

نسل اولیه ساعت‌های جیبی، تنها زمان را به صورت ساعت‌شمار نشان می‌دادند، تا این‌که در سال ۱۶۸۰ میلادی، عقربه دقیقه‌شمار به آن‌ها اضافه شد. یک دهه بعد هم، عقربه ثانیه‌شمار به ساعت‌های جیبی افزوده شد و شکل و شمایل آن به ساعت‌های مدرن امروز شبیه‌تر گردید. در قیاس با ساعت‌های تولید شده در قرن‌های بعدی، این ساعت‌ها ابزارهایی نسبتاً ابتدایی محسوب می‌شدند، اما همین روند تکاملی و نوآورانه، حاکی از تحول قریب‌الوقوع این صنعت بود.

یکی از تحولات عمده در صنعت ساعت، ساخت ساعت پاندولی در سال ۱۶۵۶ میلادی، از سوی یک دانشمند هلندی به نام کریسیتن هویگنز (Christiaan Huygens) بود که حتی موفق به دریافت پتنتی برای اختراع خود شد. این ایده که برای ثبت زمان، از ریتم قابل‌اطمینان پاندول استفاده می‌کرد، دقت ساعت‌ها را به شدت افزایش می‌داد. قرن‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی را می‌توان عصر شکوفایی و پیشرفت قابل‌توجه صنعت ساعت دانست. پیشرفت‌های صورت گرفته در این دوران، محبوبیت ساعت و به‌طور خاص، ساعت جیبی را تسریع نمود.

در سال ۱۷۷۰ میلادی، یک ساعت‌ساز سوئیسی به نام آبراهام پرلت (Abraham-Louis Perrelet)، مکانیسم جدیدی برای ساعت‌های جیبی پیشنهاد داد. ایده وی، نوعی بند برای نگهداری ساده‌تر ساعت بود که پایه‌گذار نسل جدید ساعت، تحت عنوان ساعت‌های مچی شد. در نیمه دوم قرن هجدهم، پیشرفت‌های فنی در صنعت ساعت، امکان طراحی‌های جدید و ساخت نمونه‌هایی باریک‌تر و دقیق‌تر را فراهم ساخت که این موضوع نیز، تولد ساعت‌های مچی را تسریع نمود.

 

اولین ساعت مچی

در سال ۱۸۱۲ میلادی، کارولین بوناپارت (Caroline Bonaparte)، خواهر کوچک‌تر ناپلئون، ملکه ناپل (Naples) بود. وی زنی جاه‌طلب و باهوش بود که به دکوراسیون داخلی، طراحی‌های زیباشناسانه باغ‌ها و همچنین جواهرات به شدت علاقه نشان می‌داد. این ویژگی جواهر پسندی، موجب شد تا این نجیب‌زاده فرانسوی، وارد ماجرای اختراع ساعت مچی شده و نقشی کلیدی در آن ایفا کند. علاقه شدید او به جواهرات متفاوت، باعث شد تا یک ساعت‌ساز سوئیسی/ فرانسوی به نام آبراهام برگت (Abraham Breguet)، به فکر ساخت ساعتی جواهرنشان و متفاوت افتاده و اولین ساعت مچی تاریخ را به ملکه هدیه دهد.

در عمل، قرار بود که این ساعت روی بازو بسته شود، چیزی که از یک ساعت ساخته شده برای ملکه الیزابت اول الگوبرداری شده بود. نتیجه کمی متفاوت از آب درآمد و ساعت مذکور، روی مچ دست ملکه کارولین بسته می‌شد. متأسفانه به نظر می‌رسد که در حوادث و اتفاقات آن سال‌ها، این ساعت از بین رفته و دیگر وجود خارجی ندارد، اما اهمیت آن در تغییر صنعت ساعت‌سازی، کاملاً مشهود است. ساعت مچی مدرن را می‌توان نمونه مستقیم و سبک شده ساعت ابداعی آبراهام برگت دانست.

 

محبوبیت رو به رشد ساعت مچی

با توجه به این‌که اولین ساعت مچی برای یک ملکه طرفدار مد ساخته شده بود، جای تعجب ندارد که ساعت مچی در قرن نوزدهم، به یک اکسسوری محبوب برای زنان تبدیل شود. در واقع، ساعت‌های مچی برای سال‌های طولانی (کل قرن نوزدهم)، یک اکسسوری منحصراً زنانه بودند و شاید اگر جنگ جهانی رخ نمی‌داد، برای دوره طولانی‌تری هم، به همین صورت باقی می‌ماند.

جنگ جهانی اول، به شیوه‌های بی‌شماری دنیا را تغییر داد، هم تغییرات فوق‌العاده خوب و هم تغییرات وحشتناک. اما در مورد ساعت‌های مچی، تأثیر جنگ بسیار جالب و مثبت بود. در میدان نبرد، سربازان مجبور بودند تا تجهیزات زیادی را همراه خود داشته باشند. لذا یک ساعت جیبی، صرفاً تجهیزی اضافی بود که به‌عنوان یک دارایی گران‌بها، حمل آن در یونیفرم‌های نظامی دشواری‌های خاص خودش را داشت. در چنین شرایطی، ساعت مچی یک راه‌حل بدیهی برای این معضل به شمار می‌رفت.

سربازان ارتش آلمان، از دهه ۱۸۸۰ میلادی، از ساعت‌های مچی استفاده می‌کردند. اما آغاز رواج عمومی ساعت مچی، به دهه ۱۹۱۰ میلادی باز می‌گردد که سربازان آمریکایی هم، شروع به بستن ساعت مچی کردند. وقتی این سربازان به خانه برگشتند، دیگر به بستن ساعت بر روی مچ دستشان عادت داشتند. از آن مهم‌تر، تصویر یک قهرمان جنگی که ساعت مچی به دست داشت، وجهه بسیار خوبی داشت و بسیاری سعی می‌کردند تا از این قضیه تقلید کنند.

همین موضوع، به یک تبلیغ ناخواسته برای ساعت‌های مچی تبدیل شد. بستن ساعت مچی به دست، یک مرد را شبیه به سربازان که جلو‌ه مردانه‌تری دارد، نشان می‌داد و از آن به بعد، ساعت مچی به صورت رسمی از یک اکسسوری تک جنسیتی، به وسیله‌ای کاربردی برای تمامی مردم تبدیل شد.

 

توسعه و تکامل ساعت مچی

تا قرن بیستم میلادی، توسعه ساعت مچی یک فرآیند تدریجی بود و ساعت‌سازها به شکلی مستمر، روش‌های جدیدی برای مکانیکی کردن ساعت‌های خود ابداع می‌کردند. این روند، باز هم با وقوع یک جنگ دیگر تغییر یافت. پس از جنگ جهانی دوم، ساعت‌های مچی به دوره‌ای طولانی از تحولات سریع و شگفت‌انگیز وارد شدند.

پس از این جنگ خانمان‌سوز و گسترده، شاهد ساخت ساعت‌هایی برای شرایط خاص مانند غواصی در اعماق دریا یا اکتشافات فضایی بودیم. در این دهه‌ها، ساعت‌های مچی به سمت ویژگی‌ها و کارکردهایی رفتند که آن‌ها را به چیزی بیشتر از یک ساعت معمولی تبدیل می‌کرد و این، سرآغاز نوآوری‌های انقلابی در صنعت ساعت بود.

ساخت ساعت کوارتزی باتری‌خور در دهه ۱۹۷۰ میلادی، یک پیشرفت بزرگ برای خریداران ساعت مچی بود؛ مخصوصاً از این جهت که این ساعت‌ها نسبت به نمونه‌های مکانیکی، بسیار دقیق‌تر زمان را نشان می‌دهند. متأسفانه، برای سازندگان ساعت‌های مکانیکی، مخصوصاً سازندگان سوئیسی آن‌ها، این تحول فناورانه به معنای یک بحران تمام‌عیار بود. برندهای اروپایی که سال‌ها بازار ساعت‌های مچی را با ساخت و عرضه ساعت‌های مکانیکی قدرتمند و دقیق در انحصار خود داشتند، ناگهان بازی را به شرکت‌های نوظهور عمدتاً آسیایی واگذار نمودند.

در ابتدا، این‌طور به نظر می‌رسید که ساعت‌های مکانیکی از رده خارج شده‌اند. اما در کمال تعجب، در دهه ۱۹۸۰ میلادی، این ساعت‌های نوستالژیک به میدان بازگشتند. این در حالی بود که ساعت‌های باتری‌خور، در حال پیشرفت بوده و ساعت‌های دیجیتالی هم به شکل گسترده‌ای در دسترس مردم بود. توضیح ماجرا کمی دشوار است!

یک ساعت دیجیتالی کوارتزی، دقیق‌تر از یک ساعت مکانیکی است. این جمله قطعاً صحیح است. پس راز این بازگشت چه بود؟ در حالی‌که ساعت‌های کوارتزی دقیق‌تر زمان را نشان می‌دادند، اما این ساعت‌های مکانیکی هستند که با دقت بیشتری ساخته می‌شوند و اگر صادقانه نگاه کنیم، طراحی بهتری دارند. در همین راستا، در چند دهه گذشته، عموم خریداران ساعت به دو دسته متمایز تقسیم شده‌اند: «افرادی که ساعت را برای اهداف کاربردی نیاز دارند و افرادی که صرفاً از ظاهر یک ساعت مکانیکی ظریف و زیبا لذت می‌برند».

هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید که در ادامه قرن بیستم‌و‌یکم، چه اتفاقی برای ساعت مچی می‌افتد. از یک طرف، غیرمنطقی نیست که برای ساعت مچی هم، شاهد سرنوشتی مشابه عینک‌های تک‌چشمی باشیم، چرا که فناوری‌های دیگر، مخصوصاً گوشی‌های هوشمند، نیاز به آن‌ها را برآورده می‌کند. اگر این پیش‌بینی صحیح باشد، ساعت‌های مچی تنها یک اکسسوری نمادین خواهند بود که نه برای نشان دادن زمان، بلکه به‌عنوان یک وسیله زیبا و منطبق بر مد روز استفاده می‌شوند.

از سوی دیگر، باید این مسئله را هم در نظر داشت که در چند سال اخیر، ساعت‌های هوشمند که بخش زیادی از کارایی‌های گوشی‌های هوشمند را در خود گنجانده‌اند نیز، حضور چشمگیری در بازار داشته‌اند. خیلی زود است که بگوییم آیا ساعت‌های هوشمند به صورت حداکثری توجه عموم را جلب می‌کنند یا خیر، اما اگر قرار باشد تاریخ چیزی را به ما یاد داده باشد، این است که ساعت‌های مچی، یکی از فناوری‌هایی است که قابلیت سازگاری خیره‌کننده‌ای دارد. این وسیله، هر بار که با بحران ناشی از ورود یک فناوری جدید مواجه شده است، باز هم به نحوی خود را با شرایط سازگار نموده و به راهش ادامه داده است. باید منتظر ماند و ادامه مسیر نوآورانه پیش روی ساعت‌های مچی را به نظاره نشست.